Page 48
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 48 کنيد. هر چقدر بيشتر توليد کردید، بيشتر مصرف کنيد. زیست چيزی جز این نيست. اگر پول بيشتری در می .آورید، باید بيشتر خرج کنيد بيشتر بخورید (طبيعتاً نه در حد ترکيدن) و بخوانيد و بشنوید و بيندیشيد و بسازید و ... اگر بيشتر از توليدتان مصرف کنيد محکوم به حذف هستيد و اگر کمتر از توليدتان مصرف کنيد از درون خواهيد گندید! هرچقدر حاص ل جمع قدر مطلق توليد و مصرف بيشتری داشته باشيد، قدرتمندترید. هر چقدر سرعت توليد و مصرفتان باالتر رود این حاصل جمع بيشتر می شود. یعنی شما هم قوی تر می شوید و هم در مسير تکامل حيات موثرتر می شوید. این بخشندگی از اموال هم چيزی شبيه همين است. وقتی شما دستِ بده دارید از سمت دیگر یاد می گيرید بيشتر هم درآمد کسب کنيد و مجموعاً سازگارتر هستيد با طبيعت. پول درآوردن بد نيست، خيلی هم خوب است، اما بهتر است انسان با دست خودش داوطلبانه و آزادانه از چيزی که دوست دارد بخشش کند تا این چرخه سالم و سریع بماند! (این جمله برای ک سانی که پس زمينه دینی دارند آشناست!) مثل کشوری که یک دالرش در یک سال بين10 دست می چرخد به جای اینکه2 .دست بچرخد یا یک کارخانه که با1000
،دالر سرمایه12 بار مواد اوليه می خرد و می فروشد به جای2 بار. چون همين آمار و ارقام باعث می شود سال بعد از1000
دالر به چند هزار دالر برسد! راجع به یک کشور هم طبيعتاً این فرمول صادق است، کشوری که سالی یک تریليون دالر صادرات و یک تریليون دالر واردات دارد به مراتب از کشوری که80
ميليارد دالر صادرات و60
،ميليارد دالر واردات دارد قدرتمندتر و توسعه ی .افته تر و مرفه تر است ا ین راجع به تعداد دفعاتی که خوشحال و ناراحت شدید و هيجان تجربه کردید هم صادق است. کسی که10
بار خوشحال شده و10
بار ناراحت شده بيشتر از کسی که1 بار خوشحال شده و اصال ناراحت نشده زندگی کرده و زیستن را تجربه کرده است. چون آنتروپی بيشتری توليد کرده است. حتی ا فسردگی ناشی از بيشتر فهميدن و تعداد موفقيت های کوچک و زیاد هم بهتر از اميد و انگيزه برای رسيدن به یک رویای دست نيافتنيس ت. از نظر من، یک طبيعت گرد و یک سفرنامه نویس و یک فرد شاغل که روزانه با موقعيت ها و افراد مختلف سر و کار دارد و در طول عمرش یک کتاب هم ن خوانده است از یک متفکر چپ گرا و سوسياليست که صدها کتاب مارکسيستی و عرفانی و سوسياليستی خوانده، سواد و وجدان و شعور باالتری دارد. چون این کتاب ها، انتزاعات و آرزوهای محال و مخرب هستند، با خواندنشان، فرد عقب گرد می کند. برای عمرتان ارزش و لياقت قائل باشيد و هر کتابی نخوانيد، زمان کتاب سوسياليستی خواندن را بروید در طبيعت و سفر و بازار و معاشرت با انسان.ها مسئله،راست ،چپ و نسبت آن با حقوق زنان یکی پرسيده بود" جریان راست در همه چيز عاليست جز در حقوق زنان، چرا؟ در حالی که راست یک جریان آزادی خواه است و چپ کنترل گر؟" جواب داده بودم که جریان راست اصال یعنی چه؟ راست و چپ در زمينه یا همان کانتکست معنا دارند. در ایران چپ ها هم زمان هم کمونيست هستند هم اصالح طلبان که ادعای ليبرال بودن دارند، در امریکا طرفداران حزب دموکرات. راست در ایران به طرفداران حکومت گفته می شود. یکی از اولين راه های سيطره کمونيست ها، نابودی نهاد خانواده است. تمام تالششان را برای نابودی این مفهوم کردند و می کنند. نهاد خانواده، کوچکت رین نهاد خصوصی جامعه است. خانواده کوچکترین واحد خصوصی است برای رهایی از دولت به عنوان انحصارگر قدرت و زور و اسلحه و ناقض آزادی. سوال اینجاست که اگر به نهاد خانواده آسيب بزنيم، به حقوق زنان کمک کرده ایم یا حقوق زنان را دولتی کرده ایم و مالکيت زنان را به دول ت داده ایم؟ اول باید نهاد خانواده را نابود کنند و بی معنا. بعد