Page 421

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 421 فاجعه بار رخ ندهد ولو این که سن آن فرزند ایکس سال باشد و آن عدد ایکس در نظر چند پدر و مادر دیگر به نظر زود برسد . نمی توان .برای همه نسخه واحد پيچيد این که عده ای عالقه دارند برای همه خانواده ها و همه نوجوانان و جوانان نسخه واحد بپيچند، تبدیل شده است به سونامی بيماری های مقاربتی و کاهش سن رابطه جنسی به .عدد های بسيار پایين بدون هيچ چتر مراقبتی والدین فرض کنيد امروز در جامعه ایران، ایکس درصد دختران زیر18 سال سابقه رابطه جنسی با دوست پسرشان را داشته اند ، این جا می گویند پناه بر دولت! چه درصد باالیی! برویم یکNGO

درست کنيم از دولت بودجه بگيریم دولت از مردم ماليات بيشتر بگيرد برای کاهش .عدد ایکس درصد نتيجه قطعاً به تجربه اگر در کوتاه مدت کاهشی باشد در بلند مدت تبدیل به دو برابر می شود چون تا اینجا آموختيم که ذات تفکرات دیالکتيکی، تسریع و.گسترده تر کردن تخریب است چون ساختار شيطانی است حال فرض کنيد، فردا اعالم کنند، عدد ایکس درصد رابطه جنسی دختران زیر18 سال به صفر رسيد و تبدیل شد به ایکس درصد قرارداد سکس یا قرارداد ازدواج و رضایت نامه کتبی والدین به همراه تعيين تعهدات و مسئوليت های پسر و خانواده پسر . فکر می کنيد در رسانه نتایج آن را که مثالً کاهش ،موج سونامی بيماری های مقاربتی است و یا کاهش بحران های روانی و افسردگی دختران پاراگراف قبلی اعالم می کنند و آن را پيشرفت می!نامند؟ زهی خيال باطل رسانه ها پر می شود از اخبار و آمار و ارقام مبنی بر فاجعه جدید انسانی و کاهش سن ازدواج ایکس درصد دختران به زیر18

.سال این ،سطح از وارونه کردن حقایق، بدون یک جنون دیالکتيکی به سرکردگی خدای جعلی دیالکتيکی غير ممکن است. اما این حقيقت رخ می دهد. اخبار و رسانه ها را با محوریت"حرکت افراد یک جامعه به سمت دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی" بررسی کنيد. این گربه را به هر سمت به زمين بياندازید به سمتی می ایستد که دولت را تقویت و فربه کند. همه پيشرفت ها به نام دولت ها سند می خورند و همواره مردم مقصرند و باید ماليات بيش!تری بدهند یا به ما رأی بدهند درستشان کنيم یک نقد روشی دیگر هم وجود دارد؛ اگر بنای سن ازدواج یک عدد باشد، مبنای انتخاب عدد چیست؟ ذهنی و سوژه محور است و هرکس می تواند یک عددی با هر استداللی انتخاب کند و وارد جنون دیالکتیک شود؟ اگر چنین مبنای روشی را بپذیریم چه بنیان محکمی وجود دارد که این سن تعمداً باال نرود یا تعمداً پایین آورده نشود؟ از آنجایی که دولت توتالیتر انحصارگر همه نهادهای علم و آموزش و سالمت و بهداشت ، دست بازتری برای مهندسی اجتماعی نخواهد داشت؟ یا یک مبنای عینی حداقلی تعیین شود که برای همه قابل تشخیص باشد و وظیفه تشخیص سن ازدواج در یک نظم اجتماعی بدون مداخالت دولتی، بر عهده تشخیص فرد و خانواده باشد؟ بهتر نیست سرنوشت نهاد خانواده و فرزندان بر عهده خود خانواده باشد تا دولت؟ و اساساً چرا باید یک دولت یک عدد .را به عنوان اجبار بنا به هر روشی به همه دیکته کند؟ کل بنیان کتاب برای پاسخ به همین مشکل است