Page 462

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 462 باید چيزی نوشت که دهان ها را کامل ببندد، و می بندد. این مدت که خردخرد استوری می کردم و برایش ویدیو می گذاشتم، یک خاصيت بزرگ داشت: فهميدم کجاها و چطور باید در کتاب دهان ها را بست. زحمتش زیاد است، ولی الزم است.

گودل، جبر، عليت، و حقيقت پيشينی گودل می گوید یا ریاضيات بيش از ظرفيت مغز انسان بزرگ است، یا مغز انسان چيزی بيش از یک ماشين زیستی است Either mathematics is too big for the human mind or the human mind is more than a machine. — Kurt Gödel این گزاره، شوخی نيست. مسئله اینجاست که اگر مغز انسان بتواند به حقایقی برسد که از جنس محاسبه صرف ماشينی نيستند، آن وقت باید کل نگاه جبرگرایانه به انسان را از نو بازبينی کرد . نکته مهم تر این جمله گودل این است که سر منشاء دسترسی به آن آکسيوماتيک .کانسيستنت فرمال سيستمی که نياز داریم علی الخصوص برای هوش مصنوعی و به طریق اولی برای خودمان، چيست گودل عليه تعين گرایی گودل قویاً مخالف نگاه تعين گرا، یعنی determinism یا جبرگرایی، بود. در واقع گودل از دیوید هيوم تا رابرت ساپولسکی، از دنيل دنت تا مارکس و فوئرباخ و ابن عربی و اسپينوزا و الیب نيتس و آلتوسر و گرامشی و بدیو و هابز و کانت و... نسخه همه را پيچيده است . از نگاه گودل و استدالل های گذشته کتاب، می توان نتيجه گرفت که قانون علیت همه جا پاسخ گو نیست. تعين گراها می گویند سلسله ای از علت و معلول ها وجود دارد تا یک اتفاق رخ دهد؛ هر چيزی علتی دارد و علت آن هم علتی دارد و الی آخر. اما خبر بد و عجيب این است که قانون عليت، به تنهایی یا همواره، پاسخ گوی همه چيز نيست و نمی شود با منطق محض هميشه از آن استفاده کرد . .دیوید هيوم هم به گونه ای دیگر این نگاه عليت را نقد کرده است وقتی نفیِ تعين گرایی، راهِ آزادی و معجزه را باز می کند یکی از روشن ترین مرزهای ميان آزادی و اسارت، نسبت ما با تعين گرایی است. اگر کسی اصل عليت را به گونه ای بفهمد که در همه جا و هميشه، به صورت بسته و کامل، پاسخ گوی تمام وقایع باشد، نتيجه اش این است که جایی برای اراده آزاد باقی نمی ماند.

در آن صورت، آینده در اصل خواندنی و محاسبه پذیر می شود؛ فقط هنوز فرمول کاملش را به دست نياورده ایم. و اگر آینده خواندنی و محاسبه پذیر باشد، دیگر سوسياليسم و کمونيسم و دولتِ قادرِ متعال، صرفاً خيال پردازی سياسی نيستند؛ بلکه به آرزوی طبيعیِ ذهنِ تعين گرا بدل می شوند: این که روزی بت وان همه چيز را پيش بينی، کنترل، و بهينه سازی کرد.

از همين جاست که می توان فهميد چرا تعين گراییِ کامل، با آزادی ناسازگار است. اگر انسان واقعاً فقط حلقه ای در زنجيره ی بسته ی علت و معلول باشد، آزادی او توهم می شود و دولت پرستی، صورت عقالنیِ همان توهم.