Page 364
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 364 اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست /تا بر سرش بود چو تویی سایه خدا امروز کس نشان ندهد در بسیط خاک /مانند آستان درت مأمن رضا ُبر ت ست پاس خاطر بیچارگان و شکر /بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا یا رب ز باد فتنه نگهدار خاک پارس / چندان که خاک را بود و باد را بقا ایرانيان نسخه ای از اسالم را گرفتند که ،نسخه اصلی آن در نزد اهل بيت پيامبر (ص) بود با فرهنگ قبلی شان، با زبان شان، با نوروزشان، و با فهم کهن شان از آزادی و حقوق مالکيت تناقض نداش.ت بلکه تداوم و تکميل شده آن بود اگر تناقض داشت . اگر تناقض داشت و با زور شمشير آمده بود پس زده می ش د، همانطور که پاگانيسم یونانی در زمان حمله اسکندر پس زده شد، همانگونه که مغول ها ایرانی شدند به جای آن که ایرانيان مغولی شوند و همان گونه که زبان فارسی و نوروز حفظ شد ولی ادیان باقی مانده از گذشته ایرانيان حفظ .نشد برای همين است که می گویم: تنها نسخه ،صحيح همان نسخه ای بوده که با بيانيه کوروش و با سنت آزادی ایرانيان سازگار بوده است. دو قرن تاریخ سوزی، یک سرمایه گذاری برای شيطان بود تا روزی بتواند از شکاف حفره های آن دو قرن، روایتی بسازد که تمدن مبتنی بر آزادی ایران که در هيچ تاخت و تازی سپر نيانداخت، در نهایت در جنگ خودش با خودش، ایرانيان و دینشان، به هدف نهایيش .برای نابودی مفهوم آزادی و حقوق مالکيت فردی و دین برسد .کما این که برخی لقب ذوالقرنين در قرآن را به کوروش کبير نسبت می دهند استدالل های بسياری در ارتباط با تأیيد این ارتباط وجود دارد، برخی نيز آن را رد کرده اند که استدالل آنان ضعيف تر است که می توانيد هر دو را بخوانيد. اما اگر با تقدم نظریه بر داده ها به ،تاریخ بپردازیم تنها دو حاکم بودند که ًمشترکا در تاریخ دین چه در ادیان ابراهيمی دیگر و چه در اسالم از آنان به نيکی یاد شده است که یکی از آنان حضرت سليمان (ع) است و دیگری ذوالقرنين است . می دانيم که کوروش کبير در ميان یهودیان و مسيحيان نيز دارای منزلت بسيار باالی ی است. حال اگر منشور آزادی کوروش کبير و حکمرانی او را بر اساس آزادی مبنا قرار دهيم و دین و قرآن را پيمان و نظام صوری منسجم برای آزادی بدانيم، او کسی به جز کوروش کبير نمی تواند باش د. این برداشت بهتر به ما نشان می دهد که چرا ایرانيان نهایتاً حافظ سنت آزادی بودند و تداوم آن را با مشی اهل بيت در اسالم ادامه دادند و اسالم را مثل زبان فارسی و سنت ها و .فرهنگ های ضامن آزادی خود حفظ کردند به لحاظ محوری در هيچ کجای تاریخ ایران، هيچ گونه"مهندسی فرهنگی" موفقی از جانب حاکمان نيافته ام. همگی شکست خورده اند. با هر ابزاری نيز موفق به مهندسی فرهنگی ایرانيان نشدند و این خود نکته بسيار مهمی در فهم ما از تاریخ ایران است. چه به بهانه خير جمعی چه به هر بهانه دیگری تا کنون مهندسی فرهنگی موفقی در ایران پيدا نکرده ام ، نه فقط بر اساس مشاهده گری و بود و نبود داده ها، بلکه حتی به لحاظ تئوریک نيز نتيجه سازگاری .به دست نياورده ام. همه چيز برعکس آن را نشان می دهد