Page 664
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 664 اسفند 1404
کاربست نظریه آزادی در سطح ملی برای ایرانيان تضادهای ليبراليسم غربی و سنت آزادی در تمدن ایران خدا را شکر که به تعداد کافی، ليبرال های متمایل به عرفان مسيحی در ایران وجود دارن د که برای دفاع از آزادی دست به دامن نسخه ای غيرمنسجم و ناسازگار و دیالکتيکی از .الهيات شده اند ليبرال بودن، اگر به معنای دفاع از آزادی باشد، یک چيز است؛ اما دنباله روی از عرفان مسيحی، چيز دیگری است.
بيایيم فرض کنيم مفهوم آزادی منحصر به ليبراليسم غربی است، هرچند .تا اینجا به وضوح پی بردیم چنين حرفی چقدر از بنيان پوچ است همچنين فرض کنيم که ليبراليسم غربی از دل اصالحات مسيحيت بيرون آمده است. اگر چنين باشد، چند نتيجه روشن دارد:
ا گر لیبرالیسم از دل دین بیرون آمده باشد، پس جهت رابطه روشن است .، لیبرالیسم ریشه الهیاتی دارد در این صورت، ليبراليسم از دین برآمده، نه دین از ليبراليسم. یعنی مبنا از باال به پایين منتقل شده، نه برعکس. پس نمی توان هر دین دیگری را به زور در قالب ليبراليسم غربی جا داد؛ چون پشت آن، دو هزار سال سنت مسيحی وجود داشته است.
در نتيجه، در فرهنگی مثل ایران که در سنت مسيحی تنفس نکرده، برقراری همان مدل غربی به صورت مستقيم ناممکن یا دست کم بسيار پرهزینه است. چطور می شود در ایرانی که چند هزار سال زرتشتی بوده و بعد از آن اسالم و اکثریت شيعه داشته، نسخه ای از آزادی را پياده کرد که از دل مسيحيت غربی بيرون آمده است؟ بنابراین، اگر کسی بخواهد نظریه ای بومی برای آزادی در ایران عرضه کند، ناگزیر است آن را از دل اسالم و تشيع استخراج کند. من مدعی ام که همين کار را کرده ام. ر اه آزادی در ایران، ناگزیر باید از مفاهیم ایران و دین عبور کند پس باید به این روشنفکران جوانی که چند کتاب از آکویناس و جان الک خوانده اند، فهماند که راهی جز این ندارند که از دل دو مفهوم زیر، به یک نظریه بومی برای آزادی برسند:
•
ایران به عنوان سرزمين آزادگان • اسالم )به روایت اهل بيت (ع به عنوان نظام صوری منسجم و اصل موضوعی برای آزادی اگر کسی توان چنين کاری را نداشته، دیگری ممکن است آن را انجام داده باشد. پس بهتر است به جای ژست گرفتن، سکوت کند و ببيند آیا نظریه ای بومی و منسجم.ی وجود دارد یا نه