Page 366
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 366 اگر پاسخ این سؤال ها بله باشد، شما در ابتدایی ترین سطح ممکن پذیرفته اید که انسان دیگری را به بندگی نگيرید. و اگر او نيز همين را بپذیرد، شما هم به بندگی انسان دیگری درنخواهيد آمد. ،در واقع، با پذیرش همين شرط اول :بنياد توافق پذیری دین را پذیرفته اید به .بندگی نگرفتن دیگران و بندگی دیگران را نکردن شر .وط باال، بنياد تمدن و پایه دین است اگر تو بپذیری که به دیگری و همسر و فرزندان و بستگان او زور نگویی، به اموال او و بستگان او دست درازی نکنی، و او هم همين را درباره تو ،بپذیرد نتيجه اش چيست؟ نتيجه اش این است که در کنار هم، در یک جامعه، زیست مسالمت آميز دارید.
این یعنی ترجمه سلبی توحيد. به رسميت شناختن حقوق مالکيت خود و دیگران، ترجمه سلبی از توحيد است. کفار و مشرکان به زبان ساده کسی که شروط باال را نپذیرد، در این دستگاه فکری همان کفار و مشرکان حربی است. به زبان امروزی، یعنی کسی که حقوق مالکيت را به رسميت نمی شناس د و این را رسماً اعالم کرده است و شما باید منتظر باشيد یکی از این بالها را بر سر شما و خانواده و دارایی های شما انجام دهد و این، در جهان جدید، خودش را به شکل های مختلف نشان می دهد :که پایه محوری آن، جنون دیالکتيک است در جنون دیالکتيک پاسخ قطعی در ارتباط جواب سواالت باال نمی دهيد بلکه بله را تز و نه را آنتی تز محسوب کرده و به دنبال سنتز آن می روید و تمام مکاتب دیالکتيکی به دنبال این هستند که سنتز آن را به هر طریق ممکن با گزافه گویی، مبهم گویی و ... به حالتی تبدیل کنند که" .جواب هميشگی شما به این سواالت نه نباشد" یعنی تحت شرایطی بتوانند با هر دوز و کلک و فریبی یک استثنا برای آن بتراشند و نام آن را بگذارند"سنتز در مسير تاریخ". به زبان ساده، می خواهند راه در رویی باقی بگذارند که پاسخ های بدیهی"بله" را که هر انسانی با حداق ل عقل معاش روزمره می داند، به "نه" تبدیل کنند و نام این جادوگری را"علم و منطق" .بگذارند سوسياليسم ،فاشيسم ، همه گروه های مخفی، عرفان ،و پيچيده کردن مباحثی مانند مالکيت ابزار توليد و این خزعبالت همه به دنبال یافتن راهی برای استخراج زوری آن "نه " .به صورت مستقيم و غير مستقيم از زبان شما هستند پس وقتی می ی گو يم کفار به معنای پوشانندگان حقيقت، بحثمان این نيست طرف یک شيعه است یا مسلمان است یا مسيحی است یا پيروی .یکی از ادیان ابراهيمی است یا خير ی دار م راجع به کسانی حرف می ي زن م که در فکر، نظریه، و عمل، به خودشان حق می دهند مالکيت دیگری را زیر سؤال ببرند . حال آیا شما به کسانی که پاسخشان به سواالت باال مبنی بر نقض حقوق مالکيت شما و خانواده و فرزندان شما"خير" ،است ضمانت یک طرفه ای می ،دهيد که فقط خودتان این حقوق را نسبت به آنان رعایت کنيد؟ اینجا پاسخ ها متفاوت است ولی حتی دین نيز در این شرایط پاسخ متقابل مشابه آنان نمی دهد و درجات بسيار کمتری از خشونت را"آن هم در صورت تهاجم آنان" قائل می شود و تمام احکام آن ،به گونه ای است که با ضعيف تر ها مثل زنان و کودکان به گونه ای برخورد کند که آنان مفهوم آزادی و حقوق مالکيت فردی را یاد بگيرند و مانند یک شهروند عادی جذب .جامعه شوند