Page 220

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 220 ،که اساساً ساخت طبقات یک ساختمان بدون وجود ساختار مالی انحصاری بانک مرکزی با توليد تورم و بنيان بر ربا صرفه اقتصادی ندارد دارای ساختمان های عمودی بلند می)شوند. (منطق این امر را تا پایان کتاب به روشنی درک خواهيد کرد به ویژه وقتی با سکونت عمودی و برج سازی گسترده همراه می شوند، انسان را به سمت انزوا، بيگانگی با همسایه، تضعيف پيوندهای خانوادگی، و وابستگی بيشتر به سازوکارهای رسمی سوق می دهند ، انسان های فرد فرد شده راحت تر کنترل می شوند. همين تراکم های ساختمانی بسيار باال باعث افزایش ًترافيک شده و همين امر اساسا امکان دسترسی خانواده ها و خویشاوندان و دوستان را به شکل دست ساز پایين می آورد. همين کاهش دسترسی خانواده ها به یکدیگر، امکان فرزندآوری را کاهش می ًدهد چرا که اساسا هيچ گاه فرزندآوری یک امر منحصر به پدر و مادر نبوده و در مسير تربيت و بزرگ شدن فرزندان، پدر بزرگ و مادر بزرگ ها و خاله ها و عمه ها و دایی ها و عمو ها همواره مشارکت جمعی داشتند . در نبود این شبکه آشنایان، فرزندآوری اصالً توجيه زمانی در این ساختار مبتنی بر لذت آنی ندارد و در این ساختار مبتنی بر بيمه های بازنشستگی ناشی از اقتصاد ربوی و تورمی، فرزندآور .ی توجيه اقتصادی در بلند مدت و پيری هم ندارد با فرض آن که تمام این موانع رد شود و فرزندآوری انجام شود، بخش اعظم تربيتی و رشد فرزندان به مهدکودک ها و مدارس منتقل می شود که همه آن ها )!در سيطره استانداردها و کنترل دولتی هستند (به بهانه امنيت فرزندان و حتی اگر این امر نباشد نيز تربيت فرزندان یکسان تر و مشابه تر می شود (به کانسپت خدایان دیالکتيکی وحدت وجودی و مُناد برسيد می فهميد) و این خود یک بنيان یکسان سازی جامعه برای تحقق سياست های"جمع گرایانه " می شود . در چنين ساختاری، بخش بزرگی از زندگی روزمره به امور مشاع گره می خورد و هرچه این امور مشاع بيشتر شوند، نياز به تنظيم گری، مجوز، نظارت، و مداخله دولتی بيشتر می شود . پيچيدگی مسائل مشاع مانند پيچيدگی های یک گراف کامل در ریاضيات به شکل نمایی زیاد شده و مدیریت امور مشاع نيز از یک کارگزار عادی مانند مدیر ساختمان تبدیل به یک مدیر ساختمان قادر متعال شبيه دولت در می آید و در کل ساختار شهری را هرمی و سلسله مراتبی می کند. (که د ر بخش های جلوتر در عرفان و دیالکتيک می فهميد که چه بحران سلسله مراتبی برای سلطه گری دولت به منظور کنترل بيشتر شهروندان ایجاد می )کند از همين جا، شهر متراکم به محيطی مناسب برای بازتوليد سلطه بدل می شود. مسئله فقط معماری نيست؛ مسئله نسبتِ معماری با حقوق مالکيت است. وقتی مالکيت زمين از دست مردم بيرون کشيده می شود و با تورم پولی، تراکم فروشی، امضاهای طالیی، و ساخت وساز عمودی پيوند می خورد، نتيجه فقط بلندتر شدن ساختمان ها نيست؛ نتيجه، ضعيف تر شدن آزادی و پيچيده تر شدن امکان رهایی از دولت است ،. چرا که در نبود شبکه اعتماد ارگانيک منبعث از نظم بازار و حقوق مالکيت فردی اعتراضات عليه دولت ها برای دفاع از حقوق مالکيت فردی و آزادی فقط در زمانی ميسر می .شوند یک رهبری کاریزماتيک مورد اعتماد همه در شهرهای پر تراکم وجود داشته باشد برای این مشکل نيز دولت ها همواره در حال بازتوليد یک ساختار سرکوبگرایانه در تربيت فرزندان و افراد جامعه و یا لجن مال کردن افراد هستند تا هيچ رهبری کاریزماتيکی شکل نگيرد . (برای فهم این مورد به بخش های مهدویت در پایان کتاب که برسيد متوجه می شوید که چرا ضرورت یک رهبری کاریزماتيک مورد اعتماد همه الزم است و چرا در روایات شيعه در آخرالزمان همه ساختمان های مرتفع تر از مسجد الحرام تخریب می ).شوند