Page 305

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 305 تعریف نقطه شکست : تعریف نقطه شکست در حوزه های مختلف، و در تصميمات و برنامه ها و استراتژی های مختلف، پایه پذیرش محدودیت انسان است. پایه پذیرش این است که اراده ای برتر از او وجود دارد. یعنی از همان اول پذیرفته که ممکن است ببازد. پس هر لحظه با عقل بهينه سازی می کند، ولی هر لحظه هم نقطه شکست جدید تعریف می کند . حاال اگر کاری که می کند بر مبنای عدم نقض آزادی و حقوق مالکيت کسی باشد، عمالً او یک انسان متدین است. با همين دو کار، می بينيد که خدا پرده ها را دائم از چشمانتان کنار می زند؛ تيزبين تر از هر کسی می شوید و ات فاقاتی با احتمال صفر به نفع شما رخ می دهد. اگر هم بن بست شد، می فهميد که دیگر آن مسير به تهش رسيده است. به سر فصل "بانکداری آزاد، عاشورا، ظهور و ایر ان " برگردید و ببينيد .در بحث نقطه شکست چه نکته تکميلی دیگری گفته شد دیالکتيک، کمونيسم بدوی، و منطق بازگشت به بهشت اینجاست که من با جيمز ليندزی اختالف دارم، چون او گفت این ها «اشتباه» بودند. اما اگر کسی مثل استالين را بخوانی، نيتشان آشکار می شود. پنج نوع اصلی از روابط توليد در تاریخ شناخته شده اند: اشتراکیِ بدوی، برده داری، فئودالی، سرمایه داری و سوسياليستی . پس همه ما در «کمونيسم »بدوی در باغ عدن آزادانه خوش می،گذراندیم بعد سقوط رخ داد و همه برده شدیم .اما کم کم شروع کردیم به آزاد کردن خودمان؛ از بردگی
به
،فئوداليسم و از فئوداليسم
به سرمایه داری . دست کم تا حدی داشتيم آزادتر
می شدیم .اما
هدف کمونيست ها چيست؟ بازگرداندن ما به کمونيسم؛ فرستادن ما به باغ عدن. .برپایی بهشت بر روی زمين و این را چگونه می خواهند انجام دهند؟ خب، منطقی است که اگر در حال حرکت رو به جلو در تاریخ داشتيم خودمان را آزاد می کردیم، برای برگشتن در تاریخ باید برعکس عمل کنيم. باید برده شویم. پس اول یک دولت سوسياليستیِ تماميت خواه برقرار می کنند، بعدrapture

یا لذت بی پایان رخ می دهد، و دولت در پایان تاریخ «رو به زوال» می رود. اما البته نوع بشر هم همراه آن رو به زوال می ِرود، و بازماندگان ــ یعنی کشيشان این فرقه ــ دوباره به کمونيسم بدوی برمی گردند؛ دوباره به باغ عدن بازمی گردند و بار دیگر به خدا نزدیک می شوند. همه اش مهمل است. هدف این نيست که برای همه بهشت به ،وجود بياورند؛ هدف این است که فقط برای کشيشان بازگشت به بهشت را ممکن کنند چون خودشان می دانند در باغ عدن فقط برای عده محدودی جا هست .پس مرگ ها و گرسنگی ها و اردوگاه ها همه بخشی از فرایند شتاب دادن به نابودی جامعه اند. در عرفان نيز در نهایت مرشدان به مقام"اناالحق" می .رسند. همه چيز با هم هم خوانی دارد به طور کلی، می توان شيوه های توليد آسيایی، باستانی، فئودالی و بورژواییِ مدرن را دوره هایی دانست که مراحل پيشرفت در توسعه اقتصادی جامعه را نشان می دهند . شيوه توليد بورژوایی واپسين صورت ِآنتاگونيستی فرایند اجتماعی توليد است… اما نيروهای مولدی که در درون جامعه بورژوایی رشد می،کنند در عين حال شرایط ِمادی حل این تضاد را نيز پدید می آورند . ،بنابراین ِماقبل ِتاریخ جامعه انسانی با این صورت بندی اجتماعی پایان می یابد . بیایید این را به زبان ساده بگوییم، چون او اصالً به زبان عادی حرف نمی زند. او فکر می کند تاریخ هنوز شروع نشده است. ماقبل تاریخ جامعه انسانی
همان عصری است که االن در
آن زندگی می،کنیم چون هنوز
جامعه ِسوسیالیستی حقیقی را پدید نیاورده ایم .هنوز به خدا نرسیده ایم . پس تاریخ هنوز شروع هم نشده ! ًکامال مهمل است !