Page 112

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 112 و اگر بحث معاد را هم بخواهيم از :نگاه گودل ببينيم، او گفته است که" من، مستقل از الهيات، به زندگی پس از مرگ یقين دارم. اگر جهان به نحوی عقالنی ساخته شده باشد، باید زندگی پس از مرگ وجود داشته باشد."

گودل ایده ماتریالیسم را به کل نادرست می دانست و معتقد بود موجودات خردمند دیگری در عوالم دیگری وجود دارند و جهانی که اکنون در آن زندگی می کنیم تنها جهانی نیست که در آن زندگی می کنیم یا تا کنون زیسته ایم، مادی گ رایی یا همان ماتریالیسم را باطل می دانست و می گفت که این موجودات برتر نه به واسطه )ترکیب بلکه به واسطه نوعی همانندی قیاسی (آنالوژی با دیگر موجودات ارتباط دارند. گودل برای همین مفاهیم .از استدالل های منطقی مبتنی بر قضایای ناتمامیت خودش هم استفاده کرده است برای این که این مطلب را بهتر بفهميم بهتر است که آن را کمی باز کنيم. در فلسفه، ترکيب یاcomposition

یعنی یک چيز از اجزا تشکيل شده باشد مثل بدن انسان که از اعضا تشکيل شده است یا اتومبيل که از قطعات تشکيل شده است یا یک ماده که از عناصر و ذرات تشکيل می شود. اگر چيزی به واسطه ترکيب با شد، یعنی هویتش وابسته به اجزای آن است و با کنار هم قرار گرفتن اجزا پدید می آید و می توان آن را با تحليل اجزایش توضيح داد. در این چارچوب، یک موجود مادی معموالً مرکب است یعنی اجزا دارد و ساختارش وابسته به ماده و صورت یا دست کم به نوعی چينش اجزا است. اما آنال وژی یعنی چه؟ در اینجا به معنای تشابه ساده نيست بلکه مقصود این است که ميان دو مرتبه از وجود، نوعی نسبت تناظر برقرار است، نه این که آن دو ًدقيقاً از یک جنس یا از یک ساز و کار باشند. مثال ،وقتی می گویيم عقل انسان نسبت به بدنش یک جایگاه دارد، و شاید موجودی برتر نيز نسبت به عالم خودش جایگاهی مشابه داشته باشد .منظور این نيست که این دو دقيقاً یک چيز هستند بلکه یعنی نسبت ها شبيه اند و نه ماهيت ها در فلسفه وقتی قياس به کار می رود که نتوانيم یک مفهوم را به طور کامالً یکسان بر دو چيز حمل کنيم ولی نخواهيم هم بگویيم که هيچ ربطی ميانشان نيست. پس قياس راهی ميانه است (نه این همانی کامل، نه بی ربطی کامل). در نتيجه معنای نظرات گودل این است که موجودات برتر ر ا نباید مانند اشيا مادی .فهميد که از اجزای کوچک تر ساخته شده اند بلکه باید آن ها را از طریق نوعی تناظر و همانندی مرتبه ای با موجودات دیگر فهميد یعنی آن ها شاید غير مادی باشد یا دست کم به نحو مادی مرکب نباشند و نسبتشان با دیگر موجودات نسبت جز به کل یا ترکيب فيزیکی نيست، بلکه نسبت"شباهت در ساختار رابطه" یا"تناظر در مرتبه وجود" .است اگر دقيق متوجه نشدید هم چندان خللی به بحث وارد نمی کند چرا که در ادامه کتاب کل ماجرا را خواهيد فهمي.د :یک نقل قول دیگر او این است که" البته نفرت یا بدبينیِ تو نسبت به پدیده های غيبی، از این جهت کامالً موجه است که در اینجا با مجموعه ای روبه رو هستيم که به دشواری می توان در آن ميان فریب، ساده باوری و حماقت، از یک سو، و پدیده های اصيل، از سوی دیگر، تفکيک قائل شد. اما به نظر من، حاصلِ این فریب ــ و اساساً معنای آن ــ نه جعلِ پدیده های اصيل، بلکه پوشاندن و پنهان ِکردن آن هاست." .با این نقل قول او کار زیاد خواهيم داشت پنهان کردن تاریخ، پنهان کردن وقایعی از تاریخ که ما آن ها را افسانه یا خرافات .می ناميم