Page 377
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 377 خودجوش یک تمدن کهن به این سادگی نمی.توانيم مهندسی کنيم و دست ببریم در کل بنا به تشخيص خانواده در یک تعادل سالم در ،یک نظم مبتنی بر حقوق مالکيت فردی فرزندان نه باید در سنين پایين ازدواج کنند و نه سنشان از یک حدی که خودشان و فرزندشان متوجه می .شوند دیرتر شود .انباشت غریزه ها و عواطف جوانی پاسخ گرفته نشده خود ضررهای زیادی خواهد داشت جوانان در سنين کمتر، بهتر می توانند همدیگر را یاد بگيرند تا این که در سنين باالتر که اخالق ها رسوب کرده است آن را چکش بزنند تا دو نفر با .یکدیگر بسازند هنوز بعضی ها گير می دهند چرا پسر دو برابر دختر ارث می برد. من می ِگویم دولت َب دکاره از ارث و مهریه و هرچه مال مردم است به اسم ماليات می دزدد و هيچ کس این را نمی بيند. دولت بزرگ ترین سارق سازمان یافته در سطح جهان است. این چيزی جز سرقت مسلحانه نيست. اگر کسی بخواهد قبل از مرگ، سهم دخترانش را بيشتر کند، می تواند از ثلث خودش بدهد، یا در حياتش درباره امالکش تصميم بگيرد. وقتی راه حل غيردولتی دارد، چرا دست به دامان دولت شيطان می شوید؟ شما در حقوق مالکيت فردی خودت با دیگران برابر هستی، اما این که چه کسی به چه کسی ام والش را چگونه منتقل کند، به نفر سوم چه ارتباطی دارد؟ خوب است در نظر بگيریم که جهاد دفاعی و بسياری از این موارد همه بر دوش مردان است. کمی انصاف هم چيز خوبی است که تازه با وجود همه این موارد و مسئوليت های بيشتر، هنوز.امکان ویرایش هر چيزی به شکل برابر توسط پدر و مادر برای وراث وجود دارد مسئله اصلی این،جاست نه در این که پدر و مادر و فرزندان در قرارداد خانوادگی شان چه نسبتی را برای تقسيم ارث یا مهریه پذیرفته اند.
به طور مثال عده ای می گویند چرا مثل غربی ها قانون نصف نصف شدن اموال بعد از ازدواج انجام نمی شود؟ واضح است برای این که به صورت لحظه به لحظه بتوان این نصف نصف شدن را انجام داد، نياز است که دولت یا شيطان، تمام مسير و اطالعات کسب درآمد و خرید و فروش و اموال و دارایی ها و پرداخت های هر یک از زوجين را کامالً رصد کند تا بتواند آن را نصف نصف کند. چون اگر همه این اطالعات را نداشته باشد، چطور نصف نصف کند، وقتی یکی از طرفين می تواند پنهان کاری کند و دروغ بگوید؟ اگر بنيان جامعه بر ًآزادی و حقوق مالکيت فردی باشد، اساسا یکی از لوازم آن این است که هرکس بتواند با هرکس دیگری تبادل داوطلبانه ای داشته باشد و هيچ نفر سومی، من جمله دولت، از آن آگاه نشود، مگر آن که نقض عهدی صورت بگيرد تا به یک داور یا قاضی با مستندات قانونی مراجعه کنند، که حتی قضاوت و داوری نيز در دین، غيرمتمرکز است و غيرانحصاری است. در نتيجه مرد یا زن، حق دارند درآمدی کسب کنند که فقط خودشان مطلع باشند و در این حالت هيچ ماليات اجباری سرقت گونه ای به جيب دولت نمی ،رود. در نتيجه دست به نقدترین و بدون مداخله دولت ترین راه حل ممکن این است که همان روز اول ازدواج بر سر یک مبلغ یا اموال مشخصی مهریه و نفقه و امثالهم مشخص شوند و سر همان ها توافق شود و همان جا تعهدات انجام شود. اگر بيش از توانت مهریه کردی هم حقوق مالکيت زن ایجاب می کند شما چوب گنده ،گویی خودت را بخوری و تاوان دهی. قرارداد خوب ببندید با عقل و در نتيجه شيطان، یعنی دولت را دخالت ندهيد. فریب فمينيست ها را هم نخورید؛ آن ها به دنبال بردگی شما برای دولت هستند.