Page 87

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 87 بازو یا قدرت مالی و انواع دیگر قدرت، ژن الیق تری در تکامل دارد ، شما زیر بار این می روید که کسی برای خودش این حق را قائل باشد که با استفاده از قدرتی که دارد شما را به بندگی و بردگی بگيرد؟ آیا زیر بار می روید که کسی که از علوم تجربی بهره بيشتری !برده است به جای اراده آزاد شما برای شما تعيين تکليف کند؟ اگر پاسخ شما بله است که خوش به حال شما، پاسخ من خير است اگر یک ميليارد جلد کتاب و آزمایش و پژوهش بياورند که با آن توجيه کنند که صالح من را از خودم بهتر تشخيص می دهند و اراده آزاد و حق اختيار و انتخاب و حقوق مالک يت من را نقض کنند، من بين آزادی و حقوق مالکيت و اراده آزاد قدرت انتخاب خودم و آن یک ميليارد جلد کتاب، اولی را انتخاب می کنم و اگر از آن کتاب ها به شکل عملی عليه من استفاده کنند من هم در مقام دفاع آن یک !ميليارد جلد کتاب را خواهم سوزاند .جواب این سواالت را بدهيد بعد برویم مرحله بعد جمع بندی :آکادمیک تری که بخواهم ارائه دهم تا ببینید که این نگاه هیچ تضادی با عقالنیت ندارد این است که ما قبل از این که هر بنیان روش شناسانه یا هر بنیان معرفت شناسانه یا هر روش علمی را بپذیریم باید ابتدا دور یک میز جمع شویم و با یکدیگر توافق بکنیم که گفت و گو بکنیم که به چه شکلی برای یکدیگر استدالل کنیم. این پیش شرط"دور میز نشستن و گفت و گو کردن و توافق کردن" در لحظه نخست به معنای این است که ما همگی با یکدیگر برابر هستیم (اگر کسی زور بیشتری دارد که به دیگران اعمال فشار می کند) و در دنیای امروز اصال ماجرا به این شکل !نیست متأسفانه ،بنابراین این که همگی با یکدیگر برابر هستیم و اراده آزاد و اختیار و انتخاب داریم پیش نیاز این است که در مورد هر گونه نظم اجتماعی صحبت کنیم و پیش نیاز این است که اساساً در مورد این .که آزادی چه چیزی است گفت و گو کنیم از آنجایی که در همان ابتدای گفت و گو و توافق، همه در شرایط برابر قبول دارند که هر کدام اراده آزاد دارند و بر اساس آن توافق کردن معنا پیدا می کند، خودش یک استدالل محکم است که بحث آزادی و حقوق مالکیت باالتر از هر مسئله ای حتی در مورد بنیان های روش شناسی و معرفت شناسی و استدالل علمی است چرا که خود علم هم به صورت پیش فرض یک چارچوب های از پیش توافق شده ای در مورد همه این موارد داشته است و بدون این توافق های از پیش انجام شده اساساً علم به و روش علمی به پدیده ای تبدیل نمی شد که مورد توافق همه قرار گیرد. در نتیجه: پذیرش اراده آزاد انسان و توافق !بر اساس آن، خود اساساً پیش نیاز پذیرش علم است تفکيک حوزه ها: دین برای آزادی، علم برای توصيف جهان مرزبندی و خط کشی من واضح است: آزادی و حقوق مالکيت از سنت فکری منطبق با منطق نظام های صوری منسجم اصل موضوعی بر اساس تعریف عينی و آبجکتيو آزادی به معنای حقوق مالکيت پيروی می کند و مشتمل بر تعدادی اصول معدود و محدود اثبات ناپذیر .توافق پذیر هستند در نتيجه من کاری ندارم که علم، دین را تأیيد می کند یا نمی کند چون برای من اهميتی ندارد علم، آزادی و حقوق مالکيت و اراده آزاد و قدرت اختيار و انتخاب من را تأیيد کند یا نکند.