Page 88
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 88 در نتيجه من یک دیوار محکم بزرگ دارم بين دو مفهوم: دین نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای آزادی و حقوق مالکيت است؛ علم مجموعه ای از نظام های صوری منسجم و اصل موضوعی برای توصيف و به کار گيری و پيش بينی پدیده های پيرامونی زندگی انسان در خدمت انسان است. علم برای من می تواند بخش های مشاهده و تجربه پذیر انسان را بررسی کند و به انسان خدمت کند اما نمی تواند وارد تعيين تکليف و تعریف حق و باطل و درست و غلط و قرارداد اجتماعی در بخش های مشاهده ناپذیر و تجربه ناپذیر ماهيت .انسان (مثل اراده آزاد، خود آگاهی، آزادی و حقوق مالکيت فردی) شود از طرفی، دین هم نمی تواند و برای این هدف نيست و نباید برای توصيف و به کارگيری و پيش بينی پدیده های پيرامونی انسان .دخالت کند :این بخش توضیحات مهمی دارد جا نمایی یافته های علمی اینجا مهم است مشخص شود که بدانیم ضد علم نیستیم :و ضد علم صحبت نمی کنیم ما می توانیم همگی از یافته های علمی استفاده کنیم برای این که رجحان ها و انتخاب های خودمان را سر و شکل و سامان دهیم. حاال ممکن است یک نفر یک دسته از دانشم ندان را در ارتباط با کرونا، گرمایش زمین، محیط زیست و ... قبول کند و نفر دیگری ممکن است استدالل های علمی یک نفر دیگری ،را بپذیرد. در پزشکی هم همین است در شیمی و علوم زیستی و ... هم همین است، دلیل این که انسان ها در یک حوزه علمی سرمایه گذا،ری مالی می کنند این است که در بین استدالل های علمی دانشمندان بررسی های علمی یک دسته را که با رجحان ها و انتخاب هایشان سازگار بود پذیرفته اند. بنابراین ما از تمام یافته های علمی و پوزیتیویستی هم برای شکل دادن به رجحان های خودمان استفاده می کنیم و سر آن میز گفت و گو همه ما حق برابر داریم حق اختیار و اراده آزاد داریم و ممکن است از آن ها استفاده بکنیم و به مورد خاصی رأی دهیم یا .عمل خاصی را اقدام کنیم این که علوم حق ندارند قيم ما بشوند این که علوم حق ندارند قیم ما بشوند و آن ها تشخیص بدهند چه چیزی درست است و چه چیزی غلط است و چه چیزی حق و باطل است به این معنا نیست که ما یافته !های علمی را کنار می گذاریم گزاره مهم دیگری از نظریه آزادی :تا اینجای سفر ورود دین به حوزه ،استحفاظی علم و ورود علم به حوزه استحفاظی دین !عرفان است ،فکر کنم خيلی واضح باشد که علمی کردن دین و دینی کردن علم چقدر فاجعه آفرین است. یک نگاه به دنيا بيندازید تکليف روشن است. از این رو، یک نتيجه بسيار مهم دیگر هم می توان گرفت . از آنجایی که دولت به شکل سازمان با انحصار خشونت (انحصار اسلحه و اعمال خشونت) که خدای زمينی شده است و انسان ها را به بندگی غيرخدا که خودش است اجبار می کند، باید از این دو حوزه خلع سالح شود! نتيجه مهم این است که: نه تنها دین را باید از سازمان دولت گرفت بلک ه !باید علم را هم از سازمان دولت گرفت دولتِ علمی از دولتِ دینی خطرناک تر است: خطر حکومتی که دین را دولتی کرده از خطر حکومتی که علم را دولتی کرده بسيار کمتر است؛ چون آب و روغن را هرچه هم بزنيد خيلی زود از هم جدا می شوند، کما اینکه االن هم دارید پروسه جدا شدنش را