Page 85

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 85 از دیدگاه من، هر فردی که به هر شکلی چشم انتظار دولت یا مداخله آن ،باشد در ،ذات در چارچوب خداناباوری قرار می گيرد؛ حتی اگر تمامی فعاليت های دینی را نيز انجام دهد .در ،نتيجه چنين فردی در این دسته،بندی کمونيست محسوب می شود.

همچنين معتقدم که ليبرالِ آتئيست، در بلندمدت، جامعه را به سمت کمونيسم سوق می دهد؛ ازاین »رو، از آن با عنوان «کمونيستِ تأخيری یاد می کنم.

از منظر من، هر نوع گرایش جمع گرایانه که در آن آزادی فردی در اولویت قرار نگيرد، در این چارچوب کمونيستی محسوب می شود؛ فارغ از اینکه این گرایش در قالب قوم گرایی، سوسيال دموکراسی، فاشيسم یا نژادپرستی بروز یابد.

این دسته بندی، یک چارچوب شخصی است. به کارگيری این تعابير به این معنا نيست که تعاریف متعارف یا تمایزات رایج را نمی ،دانم بلکه بر این باورم که در نهایت، این رویکردها به یک نتيجه مشترک منتهی می شوند.

در این چارچوب، هر دیدگاهی که مفهوم عدالت را هم تراز یا مقدم بر آزادی قرار دهد نيز کمونيستی تلقی می شود.

همچنين، هر فرد یا جریانی که مالکيت خصوصی را نقض کند، در این دسته بندی کمونيست محسوب می شود.

این، تعریف و دسته بندی شخصی من از این مفاهيم است.

خأل مفهومی خير جمعی از نظر من، اندیشيدن به خير جمعی، بدون اجبار بر دیگران، امری ضروری است؛ هرچند برخالف دیدگاه ليبرتارین های صرفاً فردگرا. با این حال، هرگونه رویکرد دستوری، اجباری و متمرکز در این زمينه، امری کامالً نادرست است.

اگر فردی به خير جمعی بيندیشد و در راستای آن عمل کند، این امر نه یک وظيفه تحميلی است و نه مستلزم طلب پاداش از دیگران . در این ،چارچوب خير جمعی به معنای کنار گذاشتن محاسبات صرف و توجه به امر درونی و رضایت الهی است.

در این نگاه، تنها مرجع پاسخ گویی، خداوند است؛ اینکه چرا به خير جمعی توجه نشده یا در راستای آن عمل نشده است. همچنين، پاداش نيز باید از خداوند طلب شود. هيچ انسان دیگری حق ندارد برای فرد تعيين تکليف کند یا خود را طلبکار بداند.

در مقابل، جریان هایی مانند کمونيسم، سوسياليسم، انواع رویکردهای جمع گرا، فاشيسم و نيز قرائت هایی که دین را مصادره می ،کنند خود را در جایگاهی قرار می دهند که افراد را نسبت به خير جمعی موظف دانسته و از آن ها مطالبه گری می کنند.

از سوی دیگر، ليبراليسم، مفهوم خير جمعی را از معادله کنار گذاشته و مفروض گرفته است که با افزایش منافع فردی، خير جمعی نيز حاصل می شود؛ در حالی که سوسياليسم، مسئله پاسخ گویی در قبال خير جمعی را به سطحی زمينی و الزام آور تقليل داده و آن را به امری خطرناک تبدیل کرده است.