Page 552
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 552 خویش در حرکت آید، از هر بد در امان است و از ساعتى بر حذر مى دارى که هر که در آن قصد کارى کند در چنبر زیانمندى افتد؟ هرکس که سخنان تو را راست پندارد، قرآن را دروغ انگاشته و براى رسيدن به هر چه پسند اوست و پرهيز از آنچه ناپسند اوست خود را از یارى خداوند بى ن ياز خواسته . از کسى که به سخن تو عمل کند، خواهى که به جاى پروردگارش تو را حمد و سپاس گوید. زیرا تو، به زعم خود، او را به ساعتى که به سود خویش دست مى یابد و از زیان در امان مى ماند راه نموده اى. :سپس روى به مردم کرد و گفت اى مردم از علم نجوم بپرهيزید، مگر بد ان مقدار که شما را در خشکى و دریا راه بنماید، که این علم به کهانت منجر شود و منجم کاهن است و کاهن همانند جادوگر است و جادوگر کافر است و کافر در .آتش جهنم. به نام خداى تعالى به راه افتيد در منطق نظریه آزادی ، مسئله فقط این نيست که طالع بينی و فال گيری «غلط» هستند؛ مسئله این است که این ِها راه را برای نوعی بندگی جدید باز می کنند. کسی که به جای عقل، تجربه، وحی نبوی )(که بنيان نظریه آزادی بر آن است ، و محاسبه ی مشروع، سرنوشت خود را به ساعت ها، ستاره ها، نشانه ها، و مدعيان ارتباطِ ویژه با غيب می سپارد، دارد اختيار خود را به ساختاری تحویل می دهد که از سنخ دین الهی نيست.
این جاست که تفاوتِ دینِ خدا با خرافه روشن می شود. دین، آمده است تا انسان را از بندگیِ غيرخدا آزاد کند؛ ،اما فال، رمالی آسترولوژی، و علوم خفيه، حتی وقتی گاه به گاه ظاهراً «جواب» می دهند، انسان را دوباره به بندگیِ همان نيروی تاریک برمی گردانند.
در این ،جا، مسئله فقط صدق و کذبِ موردی نيست؛ مسئله زمینی است که روی آن ایستاده ایم. و زمينِ این پدیده ها، زمينِ شيطان است.
به همين دليل، اگر هم گاهی بعضی از این مدعيات درست از آب دربياید، باز هم نباید فریب خورد. شيطان الزم نيست از همان ابتدا همه چيز را غلط بگوید. چه بسا چند بار درست نشانی بدهد تا اعتماد و وابستگی بسازد، و بعد در لحظه ای که صالح بداند، انسان را به سقوط بکشاند. ،پس معيار، «چند بار درست درآمدن» نيست؛ معيار منشأ معرفت و نسبت آن با آزادی و بندگی است.
در نتيجه، هر نوع فال، آسترولوژی، رمالی، دعا نویسی، جن بازی، و امثال آن، از منظر این نظریه، بازی در زمين شيطان است؛ نه چون هميشه و در همه جا لزوماً هيچ اثر ظاهری،ای ندارند بلکه چون حتی در صورت اثرگذاریِ ظاهری نيز، انسان را از عقل، وحی نبوی ، و آزادی دور می کنند و به وابستگیِ خرافی می کشانند.
ما هيچ ابزار مجاز و قابل اتکایی برای زندگی جز عقل، ادراکات حسی، و نظام ِهای صوری من سجم اصل موضوعی برای فهم و عمل نداریم. علم برای شناخت و به کارگيریِ پدیده های پيرامونی کافی است؛ و دین برای آزادیِ انسان آمده است. هرچه بيرون از این چارچوب، با ادعای دسترسیِ ویژه به غيب، بخواهد برای انسان تکليف بسازد، در بهترین حالت مشتبه است و در بدترین حالت، در خدمت بندگیِ شيطانی.