Page 478

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 478 عرفان، ریاضت، و مبنای الهياتی دولت :چه خرافه ای از این باالتر که عرفا فکر می کنند اگر ریاضت بکشند به موناد یا خدای وحدت وجودی نزدیک تر می شوند و از همين ایده توجيه کنند که جنگ ها و ریاضت ها الزم است؟ و ایضاً مفهوم دولت قادر متعال هم پایه فکری و استداللی اش از همين عرفان ها می آید . دین و دولت غيرقابل قاطی شدن اند؛ اما عرفان و دولت مثل آب و الکل طبی خوب قاطی می شوند. ما حکومت دینی نداریم؛ چون دین برای رهایی از بند هر غير خدایی آمده و دولت هم یکی از همان هاست. اما حکومت عرفانی داریم، و در طول تاریخ تا دلتان بخواهد داشته ایم.

عرفان ذاتاً سلسله مراتبی است:

مثل دولت •

مثل رده های گروه ها و سازمان های مخفی از فرضاً فراماسونری گرفته تا گروه های دراویش •

چون ریشه هر سه یکی است در مسير عرفان شما قرار است به"نور" برسيد، این نور در ریشه های لغت با لوسيفر یکسان است و معنای کلمه ایلوميناتی نيز همان illumination

معنای روشنایی است و باز هم ریشه آن و بنيان های معرفتی این مسير با"عصر روشنگری" که در آن وحی نبوی را نفی کردند و قائل به" خرد خود بنياد یا تمام مکاتب سوژه محور که انسان را منبع همه اندیشه ها می داند" .یکی است الهيات چنين تفکری نيز از ریشه های تثليث مسيحيت تغيير یافته شده توسط پولس می .آید (فشرده ترین درخت فکری و مسير اندیشه را دیدید که خود توضيح این پاراگراف را در جای جای این کتاب می.توانيد پيدا کنيد و خودش هم جداگانه مستلزم یک بخش مفصل یا یک کتاب است باز هم ریشه های این طرز فکر با حکمت خسروانی و بسياری از فلسفه .های ایرانی یکی است، همه این ها با عرفان یهودی یا کاباال یکسان است مسير .همان است که انسان خداگونه شود رنج، سلسله مراتب، و استحقاق سلطه در عرفان در عرفان، هرکس رنج بيشتری کشيده باشد، می گویند درجه باالتری دارد. به طریق مشابه، فعاالن سياسی هم وقتی اندکی رنج می ،کشند خودشان را الیق مقام و تصميم گيری درباره جان و مال مردم می بينند. این همان نسبت عميق عرفان و دولت است . حاکمان هم می گویند ما در جنگ ها بوده ایم و هزینه ها داده ایم و رنج ها کشيده ایم و جانباز شده ایم پس حق ما است برای زندگی شخصی شما و حقوق !مالکيت فردی شما تصميم گيری کنيم رئيس فرقه ها، مرشدان در جمع عرفا و پيروان، اساتيد دانشگاه به واسطه تعداد سال ها و مقاالتشان و ... همگی بر اساس این که ر نج فردی بيشتری کشيده اند خودشان را در مقام تعيين تکليف و نقض حقوق مالکيت فردی دیگران می .بينند اما در دین می گویند اصالً معلوم نيست آن که فقيرتر است یا پولدارتر، کدام نزد خدا برتر است. مالک برتری، تقواست؛ و تقوا یعنی حق کسی را نخوری، نه اینکه رنج کشيده باشی ، یعنی حقوق مالکيت فردی کسی را نقض نکنی. اگر با نقض نکردن حقوق مالکيت فردی