Page 343

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 343 .سوم بسياری از آنان هم در دسته آنارکوکاپيتاليست ها و ليبرتارین ها هستند که بخشی از ماجرا را درست فهميده اند اما به دليل .ضعف های نظری در این سنت فکری، توان پاسخ گویی و هدایت درست در اکثر مواقع را ندارند .چهارم الباقی هم سوسياليست و آنارشيست هستند که وضع و تکليف آنان نيز در سرگشتگی و آشفتگی ذهن مشخص است .و نياز به توضيح اضافه ندارد .پنجم تقریباً اکثریت آنان، خود دین را هم بخشی از توطئه می دانند و همه چيز را که در سطح از دین دیده اند به اصل دین پيوند زده اند که باز هم به دليل همان نداشتن نظریه مادر که همين نظریه آزادی است، چندان مقصر نيستند. قطب نمای درستی در اختيار ندارند که بدانند هر آنچه از دین در سطح عموم دیده اند همگی جعلِ دین بوده است که خود این نيز بخشی از توطئه .است به زودی این قشر نیز با تولد نظریه آزادی، از سرگشتگی خارج خواهند شد و بخش های علمی تخیلی را کنار .خواهند گذاشت و به حقیقت دسترسی پیدا خواهند کرد تئوری های توطئه، سودِ جنگ، و نقشِ دولت در چارچوب نظریه آزادی، آنچه با لحنِ تمسخرآميز «تئوری توطئه» ناميده می شود، در بسياری از موارد نه خيال ِبافیِ افراطی، بلکه توصيف بی پرده ی رفتارِ ساختارهایی است که بر انحصارِ قدرت و خشونت بنا شده اند . دولت، حزب، فرقه، کالت، و هر ساختاری که بقای خود را در تمرکزِ قدرت، پنهان کاری، و کنترلِ روایت ببيند، به طور طبيعی عليه آزادی و حقوق مالکيتِ فردی عمل می کند . پس مسئله این نيست که آیا چنين ساختارهایی «گاهی» توطئه می کنند یا نه؛ مسئله این است که ذاتِ این ساختارها، آن ها را به سمتِ توطئه عليه آزادی سوق می دهد.

از این منظر، منشأ چیزی که به آن «تئوری توطئه» می گویند، معموالً دو چیز است : نخست، پنهان کردنِ اطالعات و حقایق به بهانه های امنیتی؛ و دوم، شکافِ میانِ روایتِ رسمی و تجربه ی زیسته ی مردم . هرچه دولت ها بيشتر دروغ بگویند، بيشتر پنهان کنند، بيشتر انحصارِ اطالعات بسازند، و بيشتر مردم ببينند که واقعيتِ ميدان با روایتِ رسمی یکی نيست، طبيعی است که جامعه به الگوهای پنهان، شبکه های نفوذ، و منطق های پشتِ پرده حساس تر شود . پس «تئوری توطئه» در بسياری از موارد، محصولِ وهمِ مردم نيست؛ محصولِ رفتارِ پنهان کارانه ی خودِ دولت هاست.

در نظریه آزادی، این مسئله را نباید با تصویرِ ساده لوحانه ی «اتاق فرمانِ واحدی که همه چيز را از باال طراحی کرده» فروکاست. ،شيطان توطئه ی مکانيکیِ تک مرکزی نيست؛ اما ساختارهای شيطانی، به دليل تشابهِ منافع، تشابهِ منطقِ بقا، و تشابهِ نياز به کنترل، خروجی های