Page 582
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 582 آن که کار آنان لزوماً درست بوده است بلکه باعث شده است که حقيقت به صورت ناقص و نصفه و بدون بررسی بنيادین منتقل شود تا .باعث ایجاد یک شکاف عميق تر برای جنگ های آینده ایرانيان با خودشان بر سر دین شود تحریفِ تاریخ؛ از آبراهامیان تا۲۸
مرداد مسئله فقط به قرونِ اوليه ی اسالم محدود نيست. کل تاریخ را همين طور تحریف کرده اند. همان گونه که در ماجرای آبراهاميان، روایتی ساخته شد که ما را به آمریکا ستيزانی بدل کرد که زندگی،مان به فنا رفت همان طور که در۲۸
مرداد، تاریخ طوری بازنویسی شد که ایران ،نتواند کمر راست کند امروز هم می خواهند با تحریفِ تاریخ، ما را به اسالم ستيزانی تبدیل کنند که دوباره زندگی مان را به فنا بدهيم . باز هم نه به این دليل که همه گزاره ها دروغ بودند بلکه روایتی که با ناقص سازی یا پنهان سازی حقيقت ساختند سرنوشت ما را دچار بحران .های گسترده کرد پس مسئله فقط گذشته نيست؛ مسئله، الگوی تکرارشونده ی تحریفِ تاریخ برای هدایتِ امروز است.
توبه، و نقطه ی بازگشت ناپذیر با این نگاه، در آن زمان نيز راهِ توبه برای عرفا و خرافه پرستان، باز بود. ًاما یک نقطه وجود داشت که پس از آن، بازگشت دیگر تقریبا ناممکن می شد : جایی که فرد در این مسير، از مرزِ نهاییِ تن سپاریِ فرقه ای عبور کرده باشد و یا از تمام مرزهای جبران پذیر حقوق مالکيت فردی دیگران رد شده باشد به گونه ای که قابل جبران نباشد ِ؛ همان چيزی که در تعبير عریان این کتاب « از آن با لواط مناسکی یا تجاوز مناسکی و یا قربانيان انسانی مناسکی » یاد می شود. یعنی وقتی فرد نه فقط از نظر فکری، بلکه از نظر بدنی و حيثيتی ، و نه فقط خودش بلکه ب ا نقض حقوق مالکيت فيزیکی و بدنی دیگران ، خود را در اختيارِ ساختارِ فرقه ای گذاشته باشد، بازگشت بسيار دشوار یا بازگشت ناپذیر می شود . در این جا، حرف فقط درباره ی یک عملِ جنسی نيست؛ حرف درباره ی ورود به مرحله ای است که انسان، قراردادِ بندگی را با بدن و حيثيتِ خود امضا کرده و از آن به بعد، دیگر فقط با استدالل و دعوتِ عادی بيرون نمی آید.
فتحِ ایران، و مسئله ی عقلِ ژئوپليتيکی از این منظر، حتی مسئله ی فتحِ ایران هم باید دوباره خوانده شود. هيچ عقلِ ژئوپليتيکیِ ساده ای نمی پذیرد که مردمی از سرزمينی فاقد رودخانه های دائمی و با آن سطح از محدودیت های طبيعی، صرفاً با شمشير توانسته باشند ایرانِ به آن عظمت را به سادگی فتح کنند. این شبيه آن است که امروز کسی بگوید کویت می تواند ظرف ده سال کل ایران را بگيرد؛ حرفی که هر شنونده ای می گوید مگر عقلت پاره سنگ برداشته است؟ پس پشتِ این روایت های ساده شده، باید الیه های عميق تری از بحرانِ درونی، انحطاطِ فکری، سيطره ِی عرفان و جادو، و فروپاشی بنيان های مقاومتِ جامعه را دید. اگر جامعه ای از درون، با خرافه، فرقه، و تحریف، پوک شده باشد، دیگر سقوطِ بيرونیِ آن را نباید فقط با شمشير توضيح داد.