Page 555
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 555 همان یادداشت ها نيز این نکته آمده که نماز آیات برای خورشيدگرفتگی و ماه گرفتگی تشریع شده تا روشن کند این ها نشانه های خدا هستند، نه موضوع مناسک خرافی و عرفانی. ،از همين زاویه تقویم قمری نيز می تواند در نظریه من صرفاً یک ابزار تقویمی نباشد، بلکه بخشی از همين خلع :سالح نمادین تلقی شود فاصله گرفتن از مرکزیت بخشی آیينی به خورشيد و بازگرداندن عبادت به نظمی که به جای ستایش نيروهای طبيعی، انسان را در نسبت با خدا قرار می دهد. همين طور نماز شب ، و نيز حضور عبادت در نقاط حساسی چون طلوع و غروب ، در این خوانش، نه تسليم شدن در برابر رمزآلودگی کيهانی، بلکه تصرف توحيدیِ همان نقاطی است که عرفان می کوشد آن ها را به ميدان باطن گرایی بدل کند.
پس آنچه در نگاه نخست برای بعضی شبيه «خرافه دینی» به نظر می رسد، در منطق این نظریه دقيقاً برعکس است: خرافه زدایی از خرافات عرفانی.
دین نمی گوید خورشيد، ماه، شب، یا گرفتگی ها بی اهميت اند؛ می گوید مهم اند، اما نه به عنوان دروازه نيروهای پنهان، بلکه به عنوان نشانه های خدا .این یعنی بازگرداندن آسمان از قلمرو جادو و عرفان، به قلمرو توحيد. باشد که بيندیشيد.
یکی از کارکردهای اصلی دین : مبارزه با خرافات یکی از کارکردهای مهم ادیان، در نسبت با زندگی فردی و جمعی انسان، مقابله با علوم خفيه، عرفانِ منحرف، و همه مسيرهایی بوده است که می کوشند راهی غيرعمومی، غيرقابل سنجش، و انحصاری برای اتصال به امر غيبی باز کنند. دین، در این خوانش، فقط مجموعه ای از مناسک یا توصيه ،های اخالقی نيست؛ بلکه یکی از خطوط دفاعی اصلیِ بشر در برابر شيادیِ معنوی، انحصارِ ارتباط با غيب و سلطه سازی به نام امر مقدس است.
اما مسئله این جاست که علوم خفيه و عرفان، برای بقا، غالباً بيرون از دین نمانده اند. آن ها در دل ادیان، نهادهای دینی، و زبان دینی نفوذ کرده اند و خود را با دین یکسان نشان داده اند. همين نفوذ تاریخی است که صورت مسئله را برای انسان مدرن مخدوش کرده است. نتيجه این شده که جوانی که تازه با علم آشنا شده، به صورت هم زمان به هر دو حمله می کند: هم به خرافه و هم به دین. غافل از آن که در این حمله، اگر مرزها درست روشن نشده باشد، دین کشته می شود، اما علوم خفيه و عرفان از تنها پادزهر واقعی خود خالص می شوند. نماز، خاک، و خرافه زدایی از کیهان در منطق نظریه آزادی، یکی از تفاوت های بنيادین دین با عرفان این است که دین، جهان مادی را زندان دميورژ یا محصولِ یک خدای جعلیِ فروتر نمی داند. سجده بر خاک، دقيقاً از همين جا معنای عميق پيدا می کند. انسان مؤمن، پيشانی بر خاک می ِگذارد، نه برای تحقير خلقت، بلکه برای به رسميت شناختنِ ارزش و واقعيتِ همين جهان مادی که بستر آزمون، آبادانی، و دفاع از حقوق مالکيت است. اگر جهان مادی ذاتاً شرّ و ساخته ی یک دميورژِ پست بود، سجده بر خاک معنایی نداشت؛ اما در دین، خاک نه زندانِ شر، بلکه ماده ِی شریف خلقت و نقطه ی اتصالِ ان سان با واقعيتِ آفرینش است.