Page 272
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 272 .و آن راوی ذهن ما که با آن فکر می کنيم و حرف می زنيم دیده ایم سوال من از شما این است که چقدر شواهد عينی دیگر باید ببينيد تا با منسجم بودن این نظام صوری آکسيوماتيک، پی ببرید که اصول آن یعنی توحيد، نبوت، معاد، عدل الهی و امامت (و ظهور حضرت وليعصر) عينيت دارند؟ از این مسير استداللی که در این کتاب طی شد، دیگر چه استدالل منطقی قوی تری وجود دارد که با این انسجام نظری، توصيف کننده وقایع حال، آینده و حتی رمزگشا از تاریخ زندگی انسان باشد؟ واقعاً همه این نشانه ها را می بينيد و انکار می کنيد؟ هنری می خواهد انکار .همه این موارد .فکر می کنم تنها راهش لجاجت یا خاموش کردن عقل باشد اصرار به با چشم دیدن به معنای اثبات وجود نيست کما این ،که با این پوزیتيویسم هيچ ساحتی از علم همين اآلن هم به پيش نمی رود. ما هنوز اصول موضوعه ای که اینشتين بر اساس آنان نظریه اش را نوشت نتوانسته ایم .با چشم ببينيم و فقط شواهدی از آن را به شکل آکسيوماتيک دیده ایم. ما هنوز الکترون را با چشم ندیده ایم حتی امواج الکترومغناطيسی را هم با چشم نمی بينيم. ما خيلی چيزها را با چشم نمی بينيم اما می دانيم عينيت دارند و تکيه ما فقط بر این است که آنان پایه های نظام های صوری منسجمی هستند که شواهدی از کارکرد آنان را دیده ایم . برای این که این بخش را بهتر متوجه شویم، یک گریز دیگری به گودل می زنيم که شاید برای برخی پيچيده باشد و می توانيد از آن عبور کنيد: گودل از حدود سال ۱۹۲۵ به رئاليسم مفهومی و ریاضی ( افالطون گرایی )باور داشت و این دیدگاه را زیربنای اصلی کارهای منطقی خود می دانست . او واژه های « افالطون گرایی» و « عينيت گرایی» ( Objectivism ) را به جای یکدیگر به کار می برد. دیدگاه افالطونی/ عينيت :گرایی گودل در ریاضيات به این معنا بود که گودل افالطون گرایی را این دیدگاه تعریف می کرد که ریاضيات، واقعيتی نامحسوس را توصيف می کند که مستقل از افعال و حتی از گرایش های ذهن انسان وجود دارد. او بر این باور بود که اشيای ریاضی (مانند مجموعه )ها و مفاهيم، موجوداتی واقعی اند که ما آن ها را ادراک می کنيم، هرچند غالباً به طور ناقص. نکته بسيار مهم این است که او اولویتِ عينيت بر اشيا را برجسته می کرد؛ یعنی ما نخست به درستی یا نادرستیِ عينیِ گزاره ها پی می بریم، و همين ما را به سوی پذیرشِ وجودِ اشيای ریاضی رهنمون می شود.
قياس با ادراکِ فيزیکی :گودل استدالل می کرد که ما از اشيای ریاضی، مانند مجموعه
ها، «چيزی شبيه ادراک» در اختيار داریم. همان گونه
که اشيای فيزیکی خود را بر حواس ما تحميل می کنند، اصول موضوعه
ریاضی نيز «خود را به
عنوان صادق بر ما تحميل می»کنند .از
نظر
،او فرض
ِگرفتن
موجودات ریاضی به همان
اندازه
موجه است
که فرض
ِگرفتن اجسام فيزیکی؛ زیرا هر دو برای
ِساختن
نظریه ای
رضایت
بخش
درباره
«داده»های ما ضروری
اند :در
،فيزیک
داده
ها همان احساسات حسی اند و
در
،ریاضيات محاسبات
ساده.
استدالل از موفقيت :
گودل بر این باور بود که کشفيات منطقیِ خودِ او ــ به ویژه قضایای تماميت و ناتماميت ــ به ِطور مستقيم حاصل
دیدگاه عينيت گرایانه
او
بوده
اند .او
استدالل می
کرد که
منطق
دانان دیگری
مانند
،هيلبرت
اسکولم یا
،کارناپ به
سبب
«پيش ِداوری
»ضدافالطونی
،خود
نتوانستند به این
نتایج برسند؛ زیرا
آنان به اشتباه ریاضيات را
ًصرفا
ِ«نحو
»زبان یا فعاليتی انسانی در
دستِکاری
نمادها
می
دانستند .