Page 718
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 718 شرِ مشروطه: آسيبی هم زمان به ایران، دین و آزادی طبق بررسی هایم در چارچوب نظریه ام، آن چه امروز با آن مواجهيم، ریشه در یک روند چندصدساله دارد؛ اما نه لزوماً آن ًگونه که معموال تصور می شود. ورود جریان های عرفانی به تشيع، شکل گيری فرقه های متعدد، و نقش برخی نظریه پردازان—از جمله مالصدرا—که این جریان ها را در قالب فلسفه صورت بندی ،کردند به جای خود؛ اما اکنون به نقطه ای رسيده ام که باید به «انقالب »مشروطه نيز پرداخته شود.
مشروطه، به نوعی نخستين تثبيت رسمی و قانونیِ حضور دین ،و ساختار به اسارت گرفته شده دین توسط روحانيون در ساختار حکومت بود؛ و این بدعت، به تدریج به یک مبنای پذیرفته شده برای نسل های بعد تبدیل شد. دینی که در این قرائت، می بایست مدافع آزادی انسان در برابر دولت باشد، خود به بخشی از ساختار دولت تبدیل شد.
در حالی که اگر اصل بنيادین این باشد که: هيچ قانونی نباید ناقض حقوق مالکيت فردی باشد ،در چارچوب نظریه «آزادی و دین و ایران »، به صورت اصول موضوعی، مجموعه ای از قواعد سازگار و منطبق با اصل رهایی بخش دین حاصل می شود—بدون نياز به حضور یک طبقه مفسر دینی در حکومت.
ایران امروز، بيش از آن که به الگوهای صرفاً تاریخیِ قدرت نياز داشته باشد، به مفهوم «دادگری» نياز دارد (که نمونه انوشيروان ساسانی ).در ایران پيش از اسالم و نمونه اعال و بی همتای آن اميرالمؤمنين علی (ع) پس از اسالم هستند مبنای این نگاه آن است که تمام قواعد اقتصادی، سياسی، اجتماعی و اخالقی را می توان از اصل «حقوق مالکيت» استخراج کرد، و تنها نياز، وجود یک نهاد یا فرد «دادگر» است که از این اصل بنيادین محافظت کند— خواه در قالب پيمان یا بيعت . دموکراسی و سایر روش های تصميم گيری، در این چارچوب، صرفاً ابزارهایی برای اداره امور مشترک هستند و باید ذیل اصل حقوق مالکيت تعریف شوند.
نتيجه: مدل های رایج دولت مدرن—چه در غرب و چه در شرق—اعم از دولت- ،ملت دموکراسی های ،متعارف یا اشکال مختلف مداخله،گرایی اگر از این اصل بنيادین فاصله ،بگيرند در نهایت به محدودسازی آزادی فردی منجر خواهند شد.
احتکار: نقض اصل تقسيم کار در تمدن و تسليحاتی کردن غذا تمدن، پيش از آنکه یک بنای سنگی، یک شهر بزرگ، یا یک دستگاه اداری پيچيده باشد، یک توافق اجتماعیِ نانوشته است: این که انسان ها به جای آنکه هر کس همه چيز را برای خود توليد کند، کار را تقسيم کنند، تخصص پيدا کنند، و از راه مبادله نيازهای یکدیگر را برآورده سازند. کشاورز همه چيزدان نيست، آهنگر نانوا نيست، پزشک پارچه باف نيست، و معلم کشاورز نيست. اما هر یک از این افراد، با اتکا به همين تقسيم کار، می توانند فقط بخشی از نيازهای جامعه را توليد کنند و در عوض، از محصول کار دیگران بهره .مند شوند از همين جا، رفاه، امنيت نس بی، انباشت دانش، و در نهایت تمدن زاده می شود . در واقع شروع تمدن از توافقات داوطلبانه اولين افرادی بود