Page 75
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست
75
ساده سازی واژگان سياسی و تقليل همه مداخله
گرایان به
ضدآزادی
بسیاری می
گویند مفاهیمی مانند چپ، سوسیالیسم، کمونیسم، مارکسیسم و دولت
گرایی با یکدیگر متفاوت
اند.
من
نیز از این تفاوت
ها آگاه هستم، اما نسبت این تفاوت ها با مفهوم آزادی، مشابه تفاوت میان انواع مهره داران و
بی
مهرگان در زیست
شناسی است. تعدد این واژگان موجب سردرگمی عموم مردم می شود.
هر فردی که از هر
نوع مداخله
دولت در زندگی مردم حمایت
،کند کمونیست محسوب می
شود؛ اعم از اینکه این مداخله در
قالب
،نظارت تأمین
،خدمات اخذ مالیات یا دخالت در عدالت باشد. در نتیجه، تمامی طیف های مداخله گرا در این
چارچوب قرار می گیرند؛ خواه به
صورت کامل و خواه به صورت تدریجی. در نهایت، نقطه
پایانی همه
آن ها
کمونیسم است. این امر لزوماً به دوقطبی شدن منجر نمی
شود؛ زیرا میزان مداخالت دولتی به حدی گسترده است
که حتی با حرکت به
سوی آزادی نیز، سهم آزادی بسیار محدود باقی می
ماند.
اما اگر درگیر بازی ،های زبانی شویم
همه
چیز از دست خواهد رفت.
نمونه
بارز این بازی
های زبانی آن
است که جریان
های چپ و کمونیستی در ایاالت
متحده
خود را
»«لیبرال
می
نامند. این رویکرد را می
توان نوعی فریبکاری دانست .
نشانه
ها، ایدئولوژی، و کژفهمی عموم
ی :
نشانه
ها از ابتدا آشکار بود
نشانه ها همه جا، جلوی چشم همه، حاضر بود؛ کسی ندید و این
عجيب بود .
عده
ای هنوز هم نمی بينند و این عجيب
تر است .
در حکومتی که مردم به بندگی حکومت گرفته شده،اند
ثروت مشروع
به
ندرت ساخته می
شود .
با این حال، باز هم ربط دادن ساده
انگارانه همه چيز به کمونيسم، کژفهمی رایج مردم است.
واقعاً چند درصد
ثروتمندان ایران، حاصل توليد و رقابت در بازار آزاد بوده
اند؟
چند درصد از رانت، وام های بانکی، و انواع دیگر رانت به اینجا رسيده اند؟
آیا گزینه مقابل خداناباوری، خداباوری است؟ ندانم گراها یا خداناباورهای مالیم هستند یا خداباوران خجالتی و ترسيده از واکنش موج
،پوزیتيویست ها به اسم علم. ندانم گرایی که واقعاً اندیشه می کند که ببيند چه انتخابی می کند فرق چندانی با خداباور ندارد چون اندیشه
بدون لجبازی، منجر به رفتار کنترل گرایانه و دستوری عليه دیگران نمی شود. چندان از این ندانم گرایان کم نداریم. در نتيجه بله داست ان
بين همان دو دسته است
.و گزینه سومی وجود ندارد
ليبرال ها می گویند ما نمی دانيم بهشتی وجود دارد یا نه، به ما ارتباطی ندارد آن دنيا بروی بهشت یا خير، اما در این دنيا ناهار مج انی
نداریم و باید مسئوليت خودت را بپذیری و چشم انتظار بيرون (دولت) نباشی . کمونيست ها و سوسياليست ها و این دست جمع گرایان
می گویند
آن دنيایی وجود ندارد که بهشتی داشته باشد
ولی ما برای شما بهشت را به این دنيا می آوریم و خب نتایج زمينی کردن بهشت
از این جماعت را به کررات در تاریخ دیده ایم. مصادره کنندگان دین می گویند ما هم شما را به زور به بهشت در سرای باقی می فرستيم
و هم این دنيا را برای
.شما تبدیل به بهشت زوری می کنيم که نتایج این را هم دیدیم
دین می گوید با عقل سليم خودت امور دنيای تو
.می گذرد، اگرچه هرجا آزادانه بروی، باز با عقل خودت می رسی به خود دین
ليبرال های آتئيست که گفتم همان کمونيست های
تأخيری هستند نهایتا بازهم برایمان زندگی را فرموله می کنند، ليبرال در بی خدا ترین حالت ممکنش ندانم گراست در غير این صورت
)ناگزیر تبدیل به کمونيست می شود (می توانيد بر اساس مطالب تا اینجا استداللش را پيدا کنيد و بنویسيد؟