Page 133
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 133 کسب اعتماد و بازدهی، ناچار می شود بيش از پيش در سود و زیان واقعیِ فعاليت شریک شود. نتيجه این است که رابطه ی سرمایه و کار از صورتِ صرفاً مزدی و آمرانه فاصله می گيرد و به سمت شراکت در ریسک و پاداش حرکت می کند. از این منظر، اگر کسی واقعاً مدافع حقوق کارگران باشد، راه حلش نمی تواند سوسياليسم و کنترل گری دولتی باشد. راه حل های سوسياليستی، در نهایت، کارگر را هم از مالکيت، هم از اختيار، و هم از سهم واقعی در محصول کارش محروم می کنند.
راه حل حقيقی، آزادی است: آزادیِ پول، آزادیِ قرارداد، و آزادیِ مالکيت. در چنين نظمی، هيچ کس قرار نيست از راهِ تحميلِ زیان به دیگری برنده شود؛ بلکه هرچه قراردادها به سوی مشارکت واقعی تر در سود و زیان حرکت کنند، منافع کار و سرمایه نيز کمتر متخاصم و بيشتر هم راستا می شود.
تعریف فشرده مضاربه :مضاربه قراردادی است که در آن، یک طرف سرمایه را می آورد و طرف دیگر با آن کار و تجارت می کند؛ و اگر سودی حاصل شود، هر دو بر پایه نسبت توافق شده در آن شریک اند. شرط مهم مضاربه این است که صاحب سرمایه خطر را بپذیرد و عامل نسبت به اصل سرمایه، ضامنِ مطلق نباشد؛ وگرنه رابطه از منطق مشارکت خارج و به منطق قرضِ سودآورِ یک طرفه نزدیک می شود. پول خصوصی و بانکداری آزاد ←
ناممکن شدن سود تضمين شده و اعتبار رانتی ← پذیرش ریسک واقعی از سوی سرمایه ←
شراکت در سود واقعی ← مشارکتی تر شدن رابطه کار و سرمایه ←
حقوق واقعی کارگر آزادی پول، شکوفایی استعداد، و پایان تعریف های محدود از هوش در نظریه آزادی و دین، پاسخ این پرسش هم آمده که چرا بسياری از چيزهایی که امروز اسمشان را «استعداد به دردنخور» یا «اختالل روانی» می گذاریم، در شرایط آزادی پول و خروج پول از انحصار دولت، تبدیل به استعدادهای تجاری و مفيد می شوند.
وقتی پول آزاد و رقابتی شود، گستره چيزهایی که می توان نام «هوش» بر آن ها گذاشت، به تعداد آدم های زنده گسترش می یابد . این مسابقات کشف استعداد، تأیيد می کنند که چقدر انواع هوش و استعداد داریم که در نظم اجتماعی کنونی جهان فقط سرگرمی ما هستند و صاحبان آن استعدادها اکثریت اوضاع اقتصادی خوبی ندارند. اما در آزادی ، به دليل همان تأخيری که انسان در رجحان هایش از لذت آنی به رضایت بلند مدت می اندازد ، استعدادها شکوفا می شوند و توسط خود فرد تجاری سازی می . آن د شون جا همه تعاریف محدود از IQ و هوش هيجانی و هوش ریاضی، از معنا تهی می شوند. در آزادی، هوش می تواند به تعداد افراد، صورت داشته باشد. آزادی، اراده آزاد، و پيش بينی ناپذیری جامعه هربار که خلق مفهومی رخ می دهد، با استفاده از قضایا و آرای گودل می توان نشان داد که در آن لحظه، آینده جهان عوض می .شود آینده با قدرت اراده آزاد و انتخاب انسان تغيير می کند، جبرگرایی خود گونه دیگری از خداناباوریست . به طور مثال تحليل ها و پيش بينی های مبتنی بر استدالل، زمانی درست از آب در می آیند که عده کمی از آن آگاه باشند، وقتی عده زیادی آگاه می شوند آن تحليل