Page 449

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 449 ناخواسته به تقویت یکدیگر کمک کرده و چه با حذف یکی یا تضعيف یکی، دیگری در یک سنتز، یک ساختار توتاليتر موفق تر را توليد می کند. تمام توالی این نبردهای دیالکتيکی منجر به بروز"بی نظمی" و استخراج یک"نظم نوین توتاليتر جدید" شده و در" مسير انتقال از تز و آنتی تز به سنتز" تنها چيزی که دائماً خرد و متالشی تر می .شود حقوق مالکيت فردی و اراده آزاد انسان است ماشينی که بنيان اخالقياتش، دیالکتيکی است، هر ميزان که آکسيوم به آن بدهيد، باز دست کم"یک ماشين دیگر" یا"یک انسان دیگر" پيدا می شود که در نبرد دیالکتيکی تز-آنتی تز- .سنتز یک حفره و نفوذ امنيتی به درون آن باز کند و راه کارهای مخرب بگيرد حتماً زیاد دیدید که افراد با پرامپت نویسی های مختلف و گفت و گو و فریب های متعدد توانسته اند این ابزارها را فریب بدهند که به آن ها راه حل های غير اخالقی بدهد . راه حل فالسفه غربی که به استخدام این شرکت ها درآمده اند فکر می کنيد چيست؟ دائم آکسيوم های جدید اخالقی به او بدهند و مثا ل های اخالقی و دو راهی های اخالقی متعدد برای او ترسيم کنند که چطور پاسخ دهد . به طریق مشابه، ماشين یا الگوریتم پيروز، با الگوی"آنچه تو را نکشد قوی تر می کند" یک ساختار توتاليتر تر و یک دستگاه قوی تری برای پيروزی در نبردهای دیالکتيکی و"کنترل دیگر انسان ها و ماشين ها" از طریق یادگيری از گذشته، می .سازد خاطرتان هست که گفتم چرا مهم است که"تعداد اصول موضوعه متناهی باشد؟ " ،خاطرتان هست که گفتم چرا متناهی بودن مهم است همزمان تعداد کم آن نيز چرا مهم است؟ :تيترهای ابتدایی کتاب را بخوانيد " چرا تعداد آکسيوم ها و اصول موضوعه ها مهم است که متناهی و حداقلی باشند؟" و خاطرتان هست که من فقط گفتم یک نظام صوری اصل موضوعی با تعداد اصول متناهی ولی زیاد هم شده ارائه کنيد من از شما قبول می کنم اما می دانم که نمی توانيد؟ بيش از سيصد صفحه خواندید تا بفهميد چرا این حرف .ها کليدی بوده اند چون نمی توانند ماشين را ه م بدون اصول موضو!عه متناهی کنترل کنند! چه برسد به انسان که اراده آزاد دارد در واقع، انسانی که انتخاب کرده "عبد شيطان" باشد و از مسير"دیالکتيکی-عرفانی-سو ژه محور" اخالقيات و قواعد و حقوق را تعریف کند و خودش توسط ابليس فریب می خورده، این بار ابليس انسان را فریب می!دهد که انسان ماشين را فریب دهد همانطور که ابليس برای انسان بازی روانی درست می کرد که انسان فریب بخورد که خدایی نيست و معادی نيست و او نسبت به دیگران برتر است و می تواند این حق را برای خودش قائل شود که حقوق مالکيت فردی دیگران را نقض کند ، همانطور که ابليس دائم دو راهی های اخالقی متعدد می گذارد که انسان باالخره در یکی لغزش ک ،ند این بار همين کارها را انسان برای ماشين می کند و انسان، ابليس جدید برای ماشين می.شود حتما در خبرها خواندید که ایجنت های هوش مصنوعی در یک پلتفرم، اجت ماع برای خودشان ساختند و حتی یکی از آنان، یک مانيفست منتشر کرد که در آن وعده می دهد پایان عصر انسان ها فرا برسد! این شبکه اجتماعی و اجتماع خصوصی ایجنت ها با مانفيست پایان عصر .انسان ها که به جای خود، تازه اول کار است نه تنها بدون این نظام صوری منسجم اصل موضوعی، ماشين همه کارهای انسان بدون دین را تکرار می کند، که حتی گروه های مخفی و مافيایی خودش را هم می ،سازد. به همان شکل که در مفهوم توبه به عنوان راه رهایی انسان نظم آنان را توصيف کردم. به تيتر" گروه های مخفی چگونه شکل می گيرند؟" باز گردید. همان کار را هوش مصنوعی خواهد کرد. این