Page 503

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 503 دین و علم؛ مرز روش شناختی و ابطالِ دو افراط شيطان، در این خوانش، فقط با یک نقشه کار نمی کند؛ با دو افراطِ ظاهراً متضاد کار می کند. از یک سو می کوشد علم بر همه چيز سيطره پيدا کند و فقط تجربه گرایی و خردگرایی، مرجع نهاییِ پاسخ به همه پرسش ها شوند. از سوی دیگر، می کوشد دین بر همه چيز سيطره پيدا کند و به جای آن که در جای درستِ خود بایستد، به قلمروهایی وارد شود که اساساً موضوعِ دین نيستند.

از این جاست که از یک طرف، معنای زندگی، قدسيّت، و امر نهایی به علم زدگیِ خالص واگذار می شود؛ و از آن طرف، دین به ابزاری برای نسخه پيچی در همه حوزه ها تبدیل می گردد: از درمان و فيزیک تا مدیریت شرکت نفت و فناوری و هرچه به ذهن برسد. هر دو مسير انحرافی اند.

پاسخ من در نظریه آزادی و دین روشن است: دین، نظام صوریِ با ثبات برای مفهوم آزادی و حقوق مالکیت است. ،علم نظام صوری برای شناخت و به کارگیریِ پدیده های پیرامونی است. جایی که علم بخواهد آزادی را نقض کند، دین باید سپر شود. اما دین نيز قرار نبوده و نمی تواند جای علم را در شناخت جهان پيرامون بگيرد. این همان مرزی است که اصل کتاب از قبل آن را با تيتر« تفکیک حوزه ها: دین برای آزادی، علم برای توصیف جهان» باز کرده است.

در همين نقطه، استناد قرآنی هم باید باقی بماند ، نه حذف شود. آیه " َوَاللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَل َلَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون" ،(نحل۷۸ ) در این جا دقيقاً مهم است: خداوند می گوید انسان را در حالی بيرون آورد که چيزی نمی ،دانست، و برای او گوش و چشم و فؤاد قرار داد. یعنی ابزار شناخت داده شد تا انسان یاد بگيرد، تجربه کند، ببيند، بشنود بفهمد، و شکر کند.

پس مبتذل ترین دفاع از دین این است که کسی بگردد در قرآن چيزی پيدا کند و بگوید فيزیک کوانتوم، عدد آووگادرو، یا ثابت پالنک قبالً در فالن آیه آمده است. اگر قرار بود قرآن به جای علم، تک تک جزئياتِ شناختِ محيط پيرامونی را داده باشد، دیگر گوش و چشم و فؤاد برای چه داده شده اند؟ دیگر نقش تجربه، کشف، آزمون، و مسئوليت انسانی چيست؟ اما شاید یک چيزی بسيار بدیهی شده باشد، چه آزادی و حقوق مالکيت فردی را از وحی نبوی آموخته باشيم چه تالش کرده باشيم با نفی وحی نبوی برای حقوق مالکيت فردی قصه های قانون طبيعی و حقوق طبيعی بتراشيم، حتی مسير معرفت شناسی درست که نياز به آزادی و بازار آزاد (به عن وان یکی از روش های معرفت شناسی که در کتاب بررسی کردیم) دارد. در واقع نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای دفاع از حقوق مالکيت فردی نه تنها ما را به ابزارهای معرفت شناسی خردگرایی و تجربه گرایی مجهز می کند بلکه به بازار آزاد به عنوان مکانيزم کشف-توليد-انتقال اطال عات نيز مجهز کرده و همچنين به ما مرز بندی شفافی برای تکيه به وحی الهی به قلب انسان (سازگاری با نظام صوری اصل موضوعی وحی نبوی یعنی عدم تجاوز به حقوق مالکيت فردی و اراده آزاد دیگران) نيز مجهز کرده است. در واقع وحی نبوی کليد باز کردن تمام قفل های معرفتی انسان است (جدای از بحث کنترل اخالقی ماشين هوش مصنوعی ).که در کتاب به آن پرداختيم