Page 583

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 583 پس این قطعه، یک بازخوانیِ کامالً متفاوت پيشنهاد می کند : آن چه در تاریخ به نامِ سوزاندنِ کتابخانه ِها، زدنِ همه با شمشير، و فتحِ سریع ایران نقل شده، ممکن است در اصل، بخشی از نبرد با جادو، عرفان، و خرافه ی مسلط بوده باشد و آن هم نه به معنای تأیيد عمل آنان و روش آنان در این مبارزه بلکه به معنای بازبينی تاریخ ؛ نبردی که بعداً تحریف شد تا امروز ما نتيجه بگيریم مشکل از دین بوده، نه از آن انحرافاتی که دین می خواست جمعشان کند.

قوانين قرآنی، عرف، و نسبت آن ها با اصول موضوعه دین ،بخش بزرگی از قوانين قرآن، در این خوانش پیشنهادی و عرفی اند؛ نه به این معنا که بی اهميت ِاند، بلکه به این معنا که در سطحِ تنظيم زندگی اجتماعی، بر بسترِ عرف های قابل قبول و سازگار با اصول موضوعه دین عمل می کنند. مثالً همين قاعده ی ارث، یعنی دو سهم برای پسر و یک سهم برای دختر، چيزی نيست که ناگهان از خأل پدید آمده باشد. این قاعده، در سنت های حقوقیِ بسيار قدیمی ترِ این منطقه حضور داشته؛ از زمان حمورابی تا پيش از هخامنشيان و مادها، و بعد تا دوره ی ساسانيان نيز در ایران استمرار داشته است. زرتشتيان نيز، در شکل حقو قیِ شناخته شده شان، همين قاعده را داشته اند. هرکس بگوید چنين نبوده، دارد با ما شوخی می کند.

حتی در مسئله ی ازدواج موقت هم همين منطق دیده می شود. اهل سنت آن را ندارند، اما شيعيان دارند. در این خوانش، یکی از دالیل مهمِ بقای آن، همين است که این نهاد، بخشی از قانون و عرفِ قدیمیِ ایرانيان بوده و تداوم پيدا کرده است. اما نکته ی تعيين کننده این جاست : این امور، تا جایی که با اصول موضوعه دین ناسازگار نباشند، یعنی تا جایی که ناقضِ اراده ی آزاد و حقوق مالکيت فردی نباشند، در حوزه ی توافقی و عرفی قرار می گيرند. پس دین، در این سطح، لزوماً از صفر یک نظام حقوقیِ کامالً بی سابقه نمی سازد؛ بلکه آن چه را با اصول خود سازگار است، می پذیرد، تصحيح می کند، و در چارچوبِ توحيدیِ خود نگه می دارد. بسياری از قوانين عرفی پيش از اسالم نيز برگرفته از مسير هدایت پيامبران قبلی بودند که در نظم های اجتماعی جای گرفته بودند و قرآن هم پيامبران و کتاب های قبلی آنان را تأیيد می کند (البته نه به این معنا که کتاب های امروزی آنان دقيقاً همان هایی باشد که در مسير تحریف نشده باشند یا .)دارای بدعت های جدید نشده باشند که این بحث مفصل دیگری است زرتشت تاریخی و زرتشت تحریف شده زرتشتِ زمان هخامنشيان با زرتشتِ هزار سال بعد در دوره ی ساسانيان، زمين تا آسمان تفاوت داشته است و حتی زرتشت زمان هخامنشيان با زمان خود زرتشت. بازه های زمانی تاریخی بلند است. از هخامنشيان تا ساسانيان قرن ها فاصله است و از خود زرتشت تا هخامنشيان هم .قرن ها فاصله است کسی نباید خيال کند این سنت تحریف نشده است . همانطور که ما از دین اسالم به روایت اهل بيت (ع) چيزهایی می بينيم که با گفته های اصيل سازگاری ندارند ؛ اتفاقاً مغ ها کارشان دقيقاً همين بوده، و پيش از هخامنشيان هم قدرتِ زیادی داشته اند. تحریفات به اندازه ای هست که من به سادگی نمی توانم با قطعيت بگویم زرتشت، پيامبری الهی محسوب می شده و همان ابراهيم بوده یا نه. ِاما از دل اصول موضوعه ای که از این سنت می فهمم، می توانم روایتی پيدا کنم که با عقل بشرِ آن زمان سازگار است و آن را در امتدادِ مسيرِ انبيا تا خاتم االنبيا می نشاند .