Page 732

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 732 • حذف تعرفه های گمرکی و صادرات و واردات با به شکل دو طرفه با کشورهایی که نزدیکی فرهنگی به لحاظ اهميت حقوق مالکيت فردی دارند و اصول آن را رعایت می کنند با محوریت کشورهای ی که روزی با ایران کنونی یکپارچه بودند و کشورهایی که بنيان دینی خودشان را حفظ کرده اند از جمله ایاالت متحده امریکا •

آزاد سازی تدریجی و بدون ایجاد هرج و مرج مالکيت زمين ها از دست دولت به آبادگران زمين های مرده :سند سياست خارجی ایران آینده بر اساس نظریه آزادی دیگران می جنگند و تو جذب می کنی دولت های مدرن ، همگی ، زاده دیالکتيک و عرفان و فلسفه هستند و ایران زاده تمدن و آزادی و صلح. دولت های مدرن بنا به قانون از کوزه همان تراود که در اوست، دیالکتيک زایمان می کنند و دیالکتيک یعنی جنگ. آن ها به ویژه در منطق امنيتی و دیالکتيکیِ خود، ميل ساختاری به دشمن سازی، رقابت دائمی، و بازتوليد مشروعيت از مسيرِ تهدید دارند. جنگ، برای چنين دولت هایی فقط یک حادثه نيست؛ بخشی از سازوکارِ سالمت و بازتوليدِ آن هاست.
از همين رو، سياست خارجیِ منطبق با تمدن ایران، در چارچوب نظریه ،آزادی نه باید بر توسعه ،مرز نه بر ،ماجراجویی و نه بر ميل به دشمن شدن بنا شود .ایران باید تا حد ممکن از هر جنگ و اختالفی جاخالی دهد و به جای ،آن بر ِبسط ،بازار ،تجارت حقوق مالکيت ،فردی آزادی ،اقتصادی بانکداری ،آزاد ِماليات بسيار ،حداقلی و کاهش یا ِحذف تعرفه های دو جانبه تمرکز کند . بدون هيچ استثنایی در جهان بدون هيچ نوع نگاه ایدئولوژیک دیالکتيکی مبنی بر دشمن سازی. مادامی که همه دست تجارت می دهند باید با همه بدون هيچ .استثنایی دست داد در این معنا، سياست خارجیِ ایرانی و دینی، نيازمند هدایت برای پرهيز از دشمن شدن و بسطِ صلح است. فرمول آن ساده اس:ت دیگران می جنگند و تو جذب می کنی. دیگران مرز می گسترند و تو بازار می گسترانی. این سياست خارجی نه یک سند و چشم انداز چهار ساله و چند ساله و موقت، که باید به شکل یک قانون الیتغير در همه پيمان های ،مشترک داخلی قرار گيرند. چرا که اگر یک نظریه و یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی داریم اساساً امکان تغيير دیالکتيکی خارج از قواعد آن را نداریم، به این دليل که بنيان آن ریاضيات و منطق است. اگر قضيه تالس در هندسه اقليدسی تغيير کرد، سياست خارجی ملتی با بنيان آکسيوماتيک بر حقوق مالکيت فردی هم می تواند تغيير کند. سياست خارجی ایران آینده از امروز تا ابد مشخص شده است ، دفع متجاوز به هر قيمتی و پرهيز از هر گونه رفتار تهاجمی و آفندی نظامی. تقویت توان دفاعی بسيار باال و پرهيز از هر سياست و سرمایه گذاری تهاجمی. به این ترتيب، بسياری از مشاغل مرتبط با اندیشکده ها و خرج تراشی های دولتی نيز به نفع یک تمدن بالنده صرفه جویی می.شود از این جا، پایانِ تاریخِ ایرانی و دینی نيز روشن می شود. اگر هگل و شاخه ِهای بعدیِ او، تاریخ را به سوی سنتز، درگيری، و نوعی فرجام دیالکتيکی می برند، پایانِ تاریخ در خوانش ایرانیِ نظریه آزادی باید درست نقطه ِمقابل آن باشد : ِاوجِ شکوفاییِ یک نظم ِاجتماعی جهانی که از حقوق مالکيت فردی، بازار آزاد، و تبادالتِ داوطلبانه منبعث شده است، نه از جنگ، دیالکتيک، و قربانی کردنِ انسان ها در پای تاریخ . اگر با منطق آنان، پيشران تاریخ اقتصاد است و این پيشران در دل دیالکتيک و جنگ ها عمل می کند، واضح است که در