Page 283
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 283 تقیه در برابر دولت جائر/شیطان برای حفظ جان و مال است . فرض کنید،هرکس در معرض ظلم قرار دارد در برابر ساختارهای توتالیتر و ناقض حقوق مالکیت فردی تقیه کنند؛ نتیجه جز خیر و برکت نیست . تا وقتی دولت جائر و عدم تقارن قوا برقرار است، تقيه معنا دارد؛ با رفع ساختار طاغوتی در افق ظهور، موضوع تقيه نيز ضعيف یا منتفی می شود. از این رو در دین، تقيه تا ظهور حضرت وليعصر و ظهور منجی، شدیداً توصيه شده است. چرا که اوضاع به سمتی خواهد رفت که تنها راهی که بتوان از حقوق مالکيت فردی و"ایده آزادی " .دفاع کرد، تقيه است تقيه در برابر هرکس که قصد جان و حذف مدافعان آزادی و حقوق مالکيت فردی را می کند که تا اینجای کتاب فهميدیم فقط یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای آن وجود دارد و آن .دین است تقيه در شاهنامه فردوسی؛ ارمایل و گرمایل در دستگاه ضحاک کارمندِ دولتِ جائر چه کند؟ همان کاری که ارمایل و گرمایل در شاهنامه فردوسی در دستگاه ضحاک کردند. ارمایل و گرمایل دو آشپزی بودند که به درگاه حکومتی ضحاک راهی جستند تا به جای آن که ضحاک از مغز دو جوان در روز تغذیه کند، مغز یک جوان را مغز یک گوسفند ترکيب کنند و یکی از جوانان را نجات دهند. این یکی از اوج شاهکارهای شاهنامه فردوسی و پيوند تنگاتنگ فرهنگ کهن ایران با .اسالم اهل بيت (ع) است خيلی ها می پرسند: اگر کسی در ساختار دولتِ جائر گرفتار شده باشد و آب باریکه زندگی اش از همان جا ،بگذرد چه باید بکند؟ پاسخ این نظریه روشن است : اگر خروج فوری برایت ممکن نيست، دست کم همدستِ مشتاقِ آن ساختار نشو ً. اگر خروج تو باعث شود حتما کس دیگری جایگزین تو شود، بهتر است در راستای قطب نمای آزادی و حقوق مالکيت فردی، کار مردم جامعه را انجام دهی و در .دفاع از حقوق مالکيت آنان جلوی ضررهای بيشتر را بگيری این یعنی چه؟ یعنی کارِ دولت را از آنچه هست، برای مردم سخت تر نکن . کاسه داغ تر از آش نشو .هرجا می ،توانی راهِ مردم را باز کن نه این که با شورِ ایدئولوژیک، گيرهای زائدِ ساختار را شدیدتر کنی. اگر معلمی، از موقعيت خود برای تحقير، سخت گيریِ بيهوده، یا توليدِ نفرت استفاده نک.ن و روحيه آزادی را در دانش آموزان و دانشجویان از بين نبر بلکه تقویت کن ،اگر مأمور مالياتی یا اداری هستی ِبيش از حدّ اجبار قانون نامشروع دولتی ، به سرقت و فشار کمک نکن. اگر در جایی می ِتوانی یک مانعِ زائد را نادیده بگيری یا یک راه کم هزینه تر پيشِ پای مردم بگذاری، همان جا باید چنين کنی. قاعده کلی این است: تا وقتی در ساختار دولت مانده ِای، باید در نسبت با مردم، نقش کاهش دهندهّشر را بازی کنی، نه افزاینده ِکارایی سلطه را. این قاعده، فقط از عقل عملی درنمی آید؛ در روایات نيز مؤید دارد. منطق آن روایت مشهور درباره کار در ِدستگاه ِسلطان جائر همين است که اگر کسی ناچار شد در آن ساختار ،بماند حضورش فقط تا آن جا قابل تحمل است که بتواند گرهی از ِکار مؤمنان و مردم باز