Page 184
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 184 مردم هر منطقه ای، آبادانی تمدنی و کيفيت فرهنگی خود را در طی قرن ها ساخته اند و نسبت به محدوده سکونت خود و زیست جمعی ،شان حقوق مالکيت مشاع دارند و خود بهتر از هرکس می توانند تصميم بگيرند که چه کسی می تواند به این مسير تمدنی و فرهنگی کمک کند یا دست کم به آن آسيب نزند. دولت ها با سياست های مهاجرتی بی معنا و شيطانی، باعث برهم خوردن این نظم و سنت ها می شوند و ایجاد ناامنی می کنند تا خودشان با همان فرمول هميشگی «ماليات بيشتر بده یا اجازه دخالت بيشتر بده تا امنيت را تأمين ،»کنم ساختار توتاليتر و شيطانی خود را به شهروندان تحميل کنند. در واقع، هرگونه سياست دولتی به نفع مهاجرت انبوه، بدون در نظر گرفتن اختيارات ساکنان یک منطقه، معادل ارسال دعوت نامه برای تجاوز خارجی به مردمان و کشور خودی است.
کالم واضح است: حقوق مالکیت شهروندان توسط دولت در هر موضوعی در حال سلب شدن است؛ از تورم و مالیات اجباری گرفته تا سلب اختیار از مردم هر محله برای پذیرش مهاجری که مهاجم فرهنگ و تمدن بومی نباشد.
از این روست که در ایران، تنوع ظاهری و ژنتيکی پراکنده ای وجود دارد؛ یعنی حساسيت در پذیرش فرهنگی مهاجران وجود داشته، نه حساسيت در مباحث نژادی و قومی. همچنين در تاریخ، مستندات سازمان یافته ای از افکار نژادپرستانه و قتل عام های نژادی در ایران وجود ندارد. تهاجم های دولتی مهاجران، ریشه در ذات دولت ها دارد: نابودی تمدن و فرهنگ، یکسان سازی، و از بين بردن نهادهای فرهنگی و محلی، با هدف برجسته سازی نقش دولت در مدیریت بحران های امنيتی.
برخوردهای انبوه گونه در ورود مهاجران، مهاجرانِ جذب شده فرهنگی را نيز در کنار مهاجران مسئله دار قرار می دهد و در ،نهایت چون تعادل خودجوش اخالقی در بازی های تعاملی اجتماعی (نظریه بازی ها و معمای دست آخر ) هم به می،خورد نگاه همه—از جمله مهاجران—به سمت رفتارهای کوتاه مدت و تخریبی سوق پيدا می کند؛ به جای آن که در جهت تداوم فرهنگی و تمدنی ميزبان حرکت کنند. این نوع مداخله،دولت ًعمال باعث شکل گيری دو قطبی های کاذب تقابلی می شود و در ،بلندمدت ریسک جنگ های داخلی و حتی تنش با همسایگان را افزایش می،دهد زیرا کينه های ساخته شده و تقویت شده توسط سياست های ،دولتی تشدید می شوند. ،در نهایت دست دولت باید از همه این ،مداخالت به تدریج کوتاه شود.
مرداد1403
اصل چهارم: عدل الهی و نقطه حساس نظام آزادی ،تا اینجا از سه اصل دین نوشتم و برای این که یک نظام صوری سازگار و باثبات و منسجم برای مفهوم آزادی داشته باشيم باید یک اصل موضوع یا آکسيوم دیگری نيز به این نظام صوری اصل موضوعی اضافه کنيم. این اصل عدل الهی است که چهارمين اصل دین است و در تشيع اصل محسوب می شود. اینجا آن جای خطرناکی است که ذره ای خطای منطقی در نظام صوری به ناگهان می تواند یک نظام