Page 630

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 630 در معرفی های شيعیِ مربوط به زندگی او، بارها تأکيد شده که فقيهان، راویان، و طالبانِ دانش نزد او می ،آمدند و از او در فقه، عبادات معامالت، و اخالق نقل می کردند؛ حتی همين زندگی نامه ها او را از بنيان گذارانِ تداومِ فقه اهل بيت معرفی می کنند. این یعنی مسئله ِاصلی سيره او نه ِساختن ،ارتش نه سازمانِدهی ،شورش و نه ورود به ِبازی ِتصرف ،قدرت بلکه تحمیلِ حقانیتِ علم بر جامعه ای بود که عادت کرده بود حق را از سن، دستگاه، و سلطنت بفهمد . در کنارِ این مرجعيتِ علمی، سنتِ شيعی بر یک ویژگیِ دیگر او نيز پافشاری می کند: سخاوت و انفاق. در زندگی نامه های مفصلِ او گفته می شود که در هزینه کرد برای خود ميانه رو و زاهد بود، اما مال را برای نيازمندان و فقرا خرج می کرد، و لقبِ «جواد» نيز از همين جا با شخصيتِ او گره خورد. حتی اگر بخشی از این توصيف ها رنگِ مناقبی و هاجيوگرافيک داشته باشد، اصلِ پيوندِ چهره او با ،جود کمک به نیازمندان، و فاصله گرفتن از تجملِ درباری در سنتِ امامی بسيار پررنگ است . از حيثِ سياسی، سيره امام جواد ( ع )در نسبت با ِخالفت عباسی نيز قابل توجه است .در برخی بازسازی های ،امامی ِازدواج او با ام،الفضل ِدختر ،مأمون به عنوان کوششی از سوی خالفت برای نزدیک کردنِ نمادینِ امام به دربار فهميده می شود. اما همان منابعِ شيعی بر این نکته نيز تأکيد دارند که این نزدیکیِ ظاهری، به معنای حل شدنِ امام در دستگاهِ خالفت نبود و او همچنان جایگاهِ مستقلِّ علمی و دینیِ خود را حفظ کرد. در نهایت هم در منابع امامی، مرگِ او با فضای خصومتِ عباسی، به ویژه در عصر معتصم، پيوند خورده است. ِدر چارچوب نظریه آزادی ، سيره امام جواد ( ع )یک ِداللت بسيار روشن پيدا می کند . ِدولت سلطانی ًمعموال حقانيت را با سه چيز می سنجد :سن، منصب، و نزدیکی به قدرت . اما در سيره امام جواد (ع)، ِمرجعيت حق از هيچ یک از این سه بيرون نمی آید؛ از ،علم اهلیت، و صدق بيرون می آید. از این منظر، او یکی از روشن ترین حلقه های زنجيره اهل بيت در ِشکستن این تصور است که ِقدرت ،رسمی ِسنّت ،دیوانی یا ِبلوغ ِظاهری ،سياسی خودبه خود منشأ حق اند . ِامامت او به ویژه در ،آغاز برای جامعه زمانه یک آزمون بود : آیا ِمعيار ،حق ِظواهر قدرت است یا حقيقتی عميق تر که در علم و اهليت متجلی می شود؟ به زبانِ نظریه ،آزادی این سيره را می توان چنين بازخوانی کرد : امام جواد (ع) امامت را از بندِ «مشروعيتِ دیوانی» آزاد کرد و نشان داد که حقيقت، حتی اگر در قامتِ یک کودک ظاهر شود، می تواند از دستگاهِ عظيمِ خالفت و از منطقِ سن ساالری و قدرت ساالری فراتر بایستد. در این خوانش، او شاهدی است بر اینکه حق، پيش از آن که به قدرت نياز داشته باشد، به معیارِ تشخیص نياز دارد؛ و اگر جامعه این معيار را گم کند، به سادگی فریبِ عظمتِ ظاهریِ دولت را می خورد.

با این همه، از نظرِ روش شناختی باید مرز روشن بماند. از منابعِ مستقل و سنتی می توان با قوت گفت که امام جواد (ع) در سن کم به امامت رسيد، به عنوان مرجعِ علم و فقه شناخته شد، و در سنتِ امامی با جود، زهد، و استقاللِ معنوی در برابرِ دربار عباسی معرفی می شود. اما این که این سيره مستقيماً با تعابيری مانند«نفیِ دیالکتیک» یا«تقدمِ نظامِ حق بر مشروعیتِ دیوانی» ،بيان شود ِزبانِ تحلیلی نظریه آزادی است، نه تعبيرِ لفظیِ خودِ منابع. با حفظِ این تمایز، سيره امام جواد ( ع )یکی از روشن ترین ِشواهد ساختاری برای این معنا