Page 470
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 470 در نظریه آزادی، زنجيره معرفت شناسی انسان فقط زمانی کامل می شود که آزادی، اراده آزاد، و حقوق مالکيت فردی در مرکز آن قرار گيرند. در این چارچوب، عقل، تجربه، بازار، و وحی نه رقيب یکدیگر، بلکه حلقه های یک زنجيره واحد اند. وحی کليد اصلیِ گشودن این زنجيره است؛ زیرا هم جایگاه هر یک از مسيرهای معرفت را روشن می کند و هم آن ها را در نسبت درست با یکدیگر قرار می .دهد وحی، عقل را خاموش نمی کند، تجربه را تعطيل نمی کند، و بازار را بی معنا نمی سازد؛ بلکه همه این ها را در پناه یک اصل بنيادین به هم پيوند می دهد: انسان موجودی دارای اراده آزاد است و به همين دليل، حقوق مالکيت فردی او باید به رسميت شناخته شود . در نظریه آزادی ، نقطه،آغاز »«من یا همان سوژه انسانی است؛ انسانی که خود را بهِصورت موجودی ،آگاه ،مختار تصميم،گيرنده و مسئول تجربه می کند .از همين ،نقطه دو مسير از یکدیگر جدا می شوند .هر دو از خودشناسی آغاز می،کنند اما یکی به آزادی می رسد و دیگری به ِجعل وحی.
یک مسير، از این آگاهی به این نتيجه می ،رسد که اگر من دارای اراده آزاد هستم برای او سوال پيش می آید که آیا دیگران نيز چنين اند ؟ اینجا پاسخ سوژه محور انسانی دچار اختالف می شود و تفاوت های نژادی و فکری و قومی و زبانی خطر آفرین است؛ در نتيجه معرفت شناسی وحی نبوی به عنوان کليد قفل ها وارد می شود و یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی ارائه می کند که با عقل و نهاد همه انسان ها قابل سنجش عينی و منطقی است ، در نتيجه یک پيمان جهان شمول بين انسان ها که توافق پذیر و عينی است به دست می آید؛ در نتيجه همه توافق می کنند که انسان ها در اصلِ اختيار با یکدیگر برابرند. از این برابری، حقوق مالکيت فردی زاده می شود؛ و از حقوق مالکيت فردی، آزادی به عنوان صورت اجتماعیِ نظمِ انسانی پدیدار می گردد. در این مسير، عقل تقویت می شود، تجربه گرایی در پناه آزادی گسترش می یابد، بازار آزاد به عنوان یکی از ابزارهای مهم معرفت شناسی به رسميت شناخته می شود، و جامعه امکان می یابد به صورت غيرانحصاری و غيرقابل تصرف توسط یک طبقه یا گروه خاص، از حکمت واقعی الهی بهره مند شود. در این مسير، عقل، تجربه، بازار، و وحی با یکدیگر سازگار می شوند و زنجيره معرفت شناسی انس ان کامل می شود.
در مسير دوم نيز آغاز از «من» است، اما این بار خودشناسی به جای آن که به کشفِ اراده آزاد و سپس با سنجش وحی نبوی به ِبرابری انسان ها برسد، فرد به باطن گراییِ بی مهار می غلتد. در اینجا حالت اولی رخ می:دهد اراده آزاد برای خودش را به رسميت می شناسد و همين برابری را برای دیگران به اشکال مختلف انکار می کند و انکار خود را با توضيح تراشی های شبه علمی یا متافيزیکی رنگ می کند . در این مسير، اراده آزاد انسان ها به رسميت شناخته نمی شود، یا فقط برای عده ای محدود معتبر دانسته می.شود در نتيجه نظم بازار تبدیل به سلطه متمرکز می شود که در اینجا یکی از ابزار معرفت شناسی مختل می .شود انسان به جای آن که خود را به عنوان موجودی مختار و محدود به حقوق مالکيت فردی دیگران بشناسد، به درونِ خود فرو می ِرود، کشف و شهودِ شخصی را معيار نهایی قرار می دهد، و سرانجام خود را تا مرتبه قانون،گذار ،مرشد یا حتی خداپنداری باال می برد . از این جا راه برای ِعرفان ،منحرف فلسفه تماميت،خواه دولت،پرستی و جمع گرایی باز می شود. ر این مسير، انسان دیگر دیگران را در اختيار با خود برابر نمی بيند؛ پس نقضِ حقوق آنان را نيز آسان تر توجيه