Page 569
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 569 گشت درویشِ کامل آن مأبون شد به خود واصل آن از نکبتِ کون بس اثرها به کون و کير بود مرشدِ کامل آن که زیر بود هر چه مرشد تو بينی اندر دهر جمله از کون شوند شهره شهر هر که کون بيشتر بدادندی نام مرشد بر او نهادندی مسئله فقط فحاشی یا هزل نيست .این ابيات دارند یک سازوکارِ واقعی را افشا می کنند: این که مرشدبازی و عرفان، در الیه ،هایی از خود با تحقیرِ بدنی، تن سپاری، و ساختنِ سلسله مراتبِ سلطه گره خورده اند. برای همين است که اگر کسی این را نبيند، یا نخواهد ببيند، هنوز عمقِ نسبتِ عرفان و بندگی را نفهميده است. .خداوند جان مينارد کينز را لعنت کند، حتی آنچه به عنوان اقتصاد گفته بود هم سعدی درست فهميده بود دولت پرستی، عرفان، و فرمولِ بندگی دولت پرست ها، در این خوانش، همان شيطان پرستان اند؛ و شيطان پرستان هم، در نهایت، همان عرفایند. وجه اشتراک همه شان این است که"تن فروشی ارزان و رایگان" را فرموله می کنند و به آن لباسِ علم، اخالق، معنویت، یا ضرورتِ اجتماعی می پوشانند . فرقی نمی کند جان مينارد کينز باشد یا مولوی؛ تهِ هر دو، اگر به زبانِ بی ،پرده حرف بزنيم تن و زندگی زمینی و حیات را بی ارزش می.کنند تا زمینه این تن فروشی ارزان و رایگان فراهم شود یکی آن را با زبانِ اقتصاد توجيه می،کند یکی با زبانِ عرفان ی و عشق نامفهوم جعلی، ،یکی با زبانِ دولت و یکی با زبانِ رشد، تعادل، یا مصلحت. اما در نهایت، همه دارند یک چيز را صورت بندی می کنند: این که انسان باید جایی تن بدهد، ،مرزش را واگذار کند و به نامِ خيرِ برتر، اختيارش را تسليم کند.
فرمول، واقعاً ساده است: همه ی آن هایی که نمی توانند روی پای خودشان در بازار بایستند، روزی ِقیمت تن را اعالم می کنند. قيمت ها البته متفاوت است. یکی به پول می،فروشد ،یکی به مقام ،یکی به امنيت ،یکی به مرشد ،یکی به دولت ِو یکی به توهمِ رشد اقتصادی یا نجاتِ جمعی.
اما فرقِ بازار با دولت پرستی دقيقاً همين
جاست:
،در بازار، اگر بلد باشی
پول در می
آوری
؛
در دولت پرستی، در نهایت کون
می
دهی.