Page 293
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست
293
در نتيجه می توان برای دفاع از تماميت ارضی عالوه بر داشتن یک ارتش حرفه ای که داوطلبانه عضو آن می شوند، می توان افرادی که
.بر اساس آزادی سالح، مسلح هستند، می توان ترتيباتی اندیشيد
اگر مردم یک کشور، هرکدام دارای حقوق مالکيت فردی تثبيت شده
باشند، این امر قطعی است که در دفاع در برابر متجاوز نيز همه همزمان و داوطلبانه از حقوق مالکيت فردی خودشان و یکدیگر مشارکت
.کنند
از این رو، فرهنگ شهادت، همان فرهنگ
کشته شدن در راه دین، در واقع در راه آزادی و حقوق مالکيت فردی نيز
.بوده است
فرهنگ
.شهادت، ضامن آزادی و حقوق مالکيت است
.در این باره بيشتر صحبت خواهيم کرد
شجره خبيثه هگل و جنون دیالکتيک
منبع الهام و زمينه ورود به بحث
در صورت
بندی اوليه این بخش، از برخی مباحث مطرح شده در آثار و گفتارهای معاصر درباره گنوسيسم، دیالکتيک و هگل الهام
گرفته ام
به خصوص که جيمز لينزی نئوآتئيست محافظه کار آمریکایی در این
زمينه تالش زیادی کرده است ،؛ اما چارچوب نهایی
صورت بندی و نتيجه
گيری این فصل درون نظریه آزادی و بر پایه نسبت آزادی، مالکيت، دین و عرفان بازسازی شده است.
در بخش های
بعدی با دستاوردهای کوبنده تری مواجه می شویم که مختص نظریه آزادی است و در جایی از مسير که جيمز لينزی
به بن بست می ،رسد
نظریه آزادی بن
بست را می
شکند . در مسير تکميل نظریه آزادی، من در گفت و گو با دوستان ، به کلمات و سواالتی می رسيدم به این
شکل که کسی نکاتی مطرح می
کرد و دقيقاً همانجایی به حفره برمی
خورد که جواب دست من بود ً. از این حيث، من تعمدا به صورت
شفاهی و کتبی در ارتباط با نظریه ام با همه صحبت می کردم در نتيجه از طریق همين پيشنهادات به گنجينه های فراوانی از کتاب ها و
مقاالت و اندیشمندان دست پيدا کردم که در رسانه کمتر شنيده و شناخته می شوند چرا که مروجان آزادی هستند. ما به شکل نانوشته ای
محکوم هستيم تا فقط مطالب نااندیشمندان جمع گرا و سوسياليست را در کتاب فروشی ها و رسانه ها و تریبون های سخنرانی ناعلمی و
نادینی.و ناروشنفکری بشنویم و ببينيم
در ادامه کتاب، که این سفر کامل تر می شود من به حفره های بزرگی در صحبت های جيمز لينزی برخورد کردم، در واقع بخش حاضر
بيشتر آشنایی و تمرین ذهنی برای آن بخش دشوار و تکان دهنده است که بنيان عرفان و فلسفه
را .فرو خواهد ریخت
به اصل مطلب می
پردازم.
دیالکتيک به مثابه پرده
ای بر یک دین پنهان :
"مردِ پشتِ پرده یک کشيش است. پرده این واقعيت را پنهان می کند که آنچه با آن روبه رو هستی یک دین است، و همه هم در پایان
چنين برداشت می
کنند که با یک «علم» طرف
اند. نه، این علم نيست. وقتی پرده را کنار بزنی، چيزی که باقی می ماند دین است. و نام این
پرده «دیالکتيک» است. "