Page 410

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 410 فرض کنيد عزیزی از شما را خدای نکرده کشته اند و آن فرد ریال آن را حساب به حساب می کند. فردا روزی می روید پول نقد دریافت کنيد، بانک می گوید شرایط جنگی است پول نقد نمی دهيم، اصال بانک هم منفجر می کنند، شاید آن دولت پشتوانه آن پول نيز سقوط .کند .این دیگر چه مدل دیه گرفتن است. خون عزیز را تبدیل به باد هوا کردیم رفت یا به شکل ارز دیجيتال بانک مرکزی باشد. می روید از آن استفاده کنيد، می گویند شما شهروند خوبی نبودید و حکومت را نقد کردید و پول شما بلوکه است تا مودب شوید یا اصالً مصادره .اموال شده اید تمام این سيستم س .رطان است یک بار تفریحی حساب می کردم اگر خودم و بسياری دیگر به جای صرف عمر و هزینه در استارتاپ ها، مبلغ اوليه را گوسفند می خریدیم و با چوپان شریک می شدیم، در سال های مشابه، می .توانستيم چند استارتاپ بزرگ دیگر را تملک کنيم آن معيارهای محاسبه دیه، همگی مبنای دفاع از حقوق مالکيت فردی داشته اند. دارایی های مولد هستند. با آن ها می توان کسب و کار راه انداخت و توليدی صنایع غذایی درست کرد و کلی اشتغال زایی کرد و جلوی بسياری از فسادهای زنجيره ای متأثر از بيکاری را در جامعه گرفت. خالصه حتی پهن گاوهای حاصل از دیه را جمع آوری کنيد می توانيد توليد برق کنيد. هر چه باشد از بادهایی که دولت ها از هيچ خلق می.کنند با ارزش ترند. در واقع ارزش واقعی هستند .حاال خود دانيد. ما گفتيم. فکر نکنيد ما عالقه به زندگی بدوی داریم منطقی که از آن حرف می زنم منطق سرمایه داری است .، منطق آزادی و حقوق مالکيت فردی است ،زنان جوان ،داستان آفرینش سوسياليسم، و مسئله منطق عقالنی درصد آرای زنان جوان برای ممدانی را دیدید؟ ۸۱

درصد زنان جوان نيویورکی هم به ممدانی رأی دادند. داستان چيست؟ برای فریب دختران ، زدن حرف های سوسياليستی و عرفانی ،و دیالکتيکی شاه کليد سر صحبت باز کردن است؛ چپ هرگز نفهميد، این که به جای خود. اما چرا دو سوم زنان آمریکایی سوسياليست (جدیداً کلمه ليبرال را هم سرقت کرده اند به سوسياليست های آمریکایی می گویند ليبرال، به ليبرال های سابق می)گفتن ليبرال کالسيک که االن تبدیل شدند به محافظه کار هستند و دو سوم مردان آمریکایی محافظه کار(ليبرال کالسيک) ؟ اگر به من نمی گویيد زن ستيز، ببخشيد، ولی چرا این۸۱

درصد زنان جوان نيویورکی مشکل فهميدن منطق عقالنی دارند؟ جورج اورول در 1984 نوشت : It was always the women, and above all the young ones, who were the most bigoted adherents of the Party, the swallowers of slogans, the amateur spies...

هميشه این زنان بودند، و بيش از همه زنان جوان، که متعصب ترین هواداران حزب به شمار می آمدند؛ همان ها که شعارها را بی چون وچرا می بلعيدند، جاسوسانِ آماتور..

سؤال این است: زنان جوان مشکل شان با آزادی، به معنای حقوق مالکيت و رهایی از دستگاه توتاليتر و شيطانی دولت، چيست؟