Page 581

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 581 سوزاندنِ متونِ جادو و عرفان؛ نه سوزاندنِ علم در تاریخ به شما گفته اند که مسلمانان کتابخانه ها را آتش زدن د به این دليل که می .گفتند قرآن برای ما کافی است اما وقتی این جمله را می شنوید، معموالً خيال می کنيد منظور این است که کتاب های فيزیک و شيمی و مکانيک و مهندسی را آتش زده اند. در حالی که چيز دیگری هویدا شده است ، مسئله چيز دیگری است.

ایرانِ آن دوره، در احاطه ی کاملِ انواع عرفان ها، جادوگری ها، دعانویسی ها، و سنت های ناشی از تفکرات مانویت و زروانی مغ ها وmagic بود. در چنين بستری، وقتی مسلمانان با این جریان ها درگير شدند، در واقع با شبکه ای از خرافات، مناسکِ جادویی، و ساختارهای عرفانی طرف بودند، نه صرفاً با مجموعه ای از متونِ علمیِ خنثی. پس اگر گفته می شود کتاب هایی سوزانده شدند، در این خوانش باید احتمال داد که بخش مهمی از آن ها، متونِ جادوگری، طلسم، دعانویسی، و هپروت های عرفانی بوده اند؛ متونی که از نظر آنان، در تعارض با قرآن و توحيد قر ار داشته اند. البته این که آیا سوزاندن راه حل بوده و این حمالت و تهاجم ها مورد تأیيد اهل بيت بوده است باید بدانيم ابداً اینطور نيست چون اهل بيت به کشورگشایی نظامی معتقد نبودند و با آن مخالف بودند و از طرفی با بنيان های استداللی محکم باعث طرد و نابودی این ایده های غلط م ی شدند و نظم اجتماعی معيوب قبلی را با هرج و مرج تغيير نمی دانند (همانطور .که در بخش لغو برده داری صحبت کردیم) بلکه مسير هدایت آنان غير دیالکتيکی بوده است از همين منظر است که حکمِ جادوگری، دعانویسی، و عرفان های مشابه، در آن فضا بسيار سخت گيرانه بود؛ تا جایی که در بعضی قرائت ها، یک ضربه ی شمشير می توانست پایانِ کار باشد، و زنده ماندن یا نماندنِ فرد به توبه، شرایط، و گاه به شانس وابسته شود.

پس وقتی در تاریخ به شما گفته می شود «مسلمانان همه را با شمشير زدند»، ممکن است بخش مهمی از واقعيتِ پنهان شده این باشد که موضوع، برخورد با جادوگران، عارفان، و صاحبانِ مناسکِ خفيه بوده است؛ نه لزوماً کشتارِ کورِ همه ی کسانی که فقط متفاوت فکر می کردند.

اگر امروز همین اتفاق تکرار می شد فرض کنيد امروز کسی کتاب های تحریفِ تاریخ، کتاب های جادوگری، دعانویسی، و هپروت های عرفانی را آتش بزند. فرض کنيد کسانی را که با طلسم، جادو، و عرفان، مردم را از زندگی، پيشرفت، عقل، و آبادانی انداخته اند، وادار کند به زیرزمين ها برگردند و پنهان شوند. اگر واقعاً ادعای مبارزه با خرافات دارید، باید بپذیرید که در آن زمان هم ممکن بود بخشی از ماجرا دقيقاً همين بوده باشد اگرچه من با هرگونه راه حل دیالکتيکی و رادیکال و انقالبی که از مسير استدالل و روشنگری و"رقابت آزاد در بازار ایده ها" نگذرد مخالف هستم و آن را گزاره ا ی می بينم که باعث تناقض درونی آکسيوماتيک در نظریه شده و آن را از انسجام نظری خارج می کند. باز هم باید این را توجه داشت که عده ای با اراده آزاد مسير بندگی مرشدان و عرفا و شيطان را انتخاب می.کنند یعنی شاید آن چه بعدها با عنوانِ کلیِ «سوزاندنِ کتابخانه» و «حمله ِی شمشيریِ مسلمانان» به ما منتقل شده، در اصل، بخشی از یک نبرد گسترده با خرافه، جادو، و عرفان های مسلط بوده است؛ نبردی که بعداً، مثل بسياری از نقاطِ دیگرِ تاریخ، تحریف شد . نه تحریف به معنای