Page 190
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 190 ایرانِ غیرمتجاوز و قهرمانان مدافع به همين دليل از ایرانيان نسبت به باقی کشورها و تمدن ها، خونریزی و جنایت جنگی در تاریخ نداریم یا توسط حکومت هایی بوده است .که خيلی سریع پس از جنگ افروزی سقوط کردند مثل ساسانيان و جمهوری اسالمی اما نمونه های رشد سریع هم با مدل کوروش کبير .هخامنشی داریم که مبنایش آزادی و حقوق مالکيت و توسعه راه های تجاری و امن کردن راه های تجاری بوده است به همين دليل ما قهرمانان متجاوز به دیگر کشورها در ادبيات و تاریخ و اسطوره هایمان نداریم و آنان را مورد احترام ندانسته ایم اما مدافعان ایران ر ا که مدافعان آزادی و حقوق مالکيت فردی بوده اند تا سر حد مقدسات باال برده.ایم شاه ایران+ آزادی+ کلید: دین همين که چند جمله که ایران سرزمین آزادگان است، سرزمین کسانی که پیمان بسته اند از آزادی و حقوق مالکیت یکدیگر دفاع کنند و دین تنها نظام صوری منسجم و سازگار و باثبات توافق پذیر برای پیمان آزادی است ، کليد حل تمام مسائل تاریخی و فلسفی و ایدئولوژیک و اجتماعی ماست. تاریخ را می توان رمزگشایی مجدد کرد و" هيچ کس تا امروز جز نگارنده این کتاب" این رمزگشایی تاریخی را انجام نداده است. ادعایی که اثبات آن را در کل این کتاب می خوانيد، آن قدر با عقل سليم سازگار است و روایت نرم و روان و قابل فهمی دارد که هر کاری کنيد به جای نق .ض آن شاهد مثال پيدا خواهيد کرد نقد روش شناسی پوزیتيویستی در دین فهمی و تاریخ فهمی حال می گویيد همزمانی دو قرن سکوت ایرانيان و اهل بيت، تصادفی بوده است؟ یا ارادت ایرانيان به اهل بيت تصادفی بوده است؟ و هر چه در تاریخ14 قرن مصادره شده توسط دولت ها و برای پنهان کردن حقيقت برای روان دولت پرستی و غارت می خوانيد راست است؟ اما با چشم خودتان می بينيد که هنوز وقایع صد سال اخير را چنان در تاریخ رسمی و آکادميک تحریف کردند که یک ملت تا مرز .نابودی رفته است چطور آن قدر مطمئن به روایت های دروغ تاریخی در دین تکيه دارید؟ چه نقشه ای بهتر از این که حاکمانی باشند از زمان امویان تا امروز"به اسم دین" حکومت کنند و ظلم و ستم کنند، همزمان تاریخ هم تحریف کنند و" روحيه آزادی خواه ایرانی در برابر سلطه و زور دولت های انحصارگر" در این نقشه به اشتباه نيفتد؟ این روحيه آزادی خواه ایرانی با تحریف تاریخ28
مرداد1332
چنان فریب خورد که دهه ها با جهان جنگيد، آیا امروز در یک بازی دیگری نيفتاده است تا با خودش و داشته های درونی خودش مانند دین بجنگد؟ نتيجه این جنگ چه خواهد شد جز نابودی همه چيز؟ من به شما می گویم که این افراد چگونه به"داده ها و شواهد تاریخی" به شکل"مطلق و اصل" نگاه می کنند و تئوری را مقدم بر داده ها نمی دانند. در واقع نظام های صوری منسجم اصل موضوعی و عقل و توافق بر یک ميز بر سر بنيان های روش شناسی و معرفت شناسی و استداللی را نمی پذیرند. اگر برگردیم به خيلی بخش های ابتدایی کتاب، همه چيز شبيه بحث"پوزیتيویسم" و" مشاهده پذیری برای اثبات" می شود که در بحث خدای تعریف ناپذیر و مشاهده ناپذیر برای بحث آزادی و حقوق مالکيت و اراده آزاد صحبت کردیم. در واقع ساختار استداللی و روش شناسی افرادی که با فالن خط از تاریخ طبری یا نقل فالن کس از فالن کس در فالن کتاب نسبت داده