Page 661
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 661 انسان امروز، برای حرکت در مسیر آزادی و عدالت ، همه چیز را دارد و برای برقراری خالص آزادی و عدالت .نهایی نیز انتظار فرج دارد نقشه را دارد و نقشه بدون قطب نما به درد نمی ،خورد. قطب نمای هدایت در این نقشه .حضرت ولیعصر (عج) است نظام اسالمی؛ نظم اجتماعیِ تسليم در برابر حقوق مالکيت در چارچوب نظریه آزادی، مراد از «اسالم» فقط یک برچسب هویتی یا یک نامِ تاریخی برای یک مجموعه مناسک نيست. اسالم، در ترجمه ی اجتماعی و حقوقیِ خود، یعنی تسليم در برابر حق الهی ای که خدا به دیگران داده است؛ و این حق، در روی زمين، به روشن ترین صورت، در حقوق مالکيت فردی ظاهر می شود. در چارچوب نظریه آزادی، باید ميان نظام اسالمی و دولت اسالمی تفکيک کرد. نظام اسالمی، اگر درست فهميده شود، به معنای برقراریِ یک ساختارِ هرمیِ اجبارگر به نام دین نيست. ِبرعکس، نظام اسالمی همان نظمی است که از دلِ رعایتِ آزادی و حقوق مالکيت فردیِ انسان ها پدید می آید. از این منظر، ما می،توانيم از «نظام اسالمی» سخن بگویيم ،اما نه به معنای دولتِ اسالمیِ مدرن ،نه به معنای حکومتِ دینیِ توتاليتر و نه به معنای وجودِ فرد یا سازمانی که وظيفه اش اجبارِ دیگران به اجرای احکام باشد. در این خوانش، دین قرار نيست دولت بسازد تا مردم را به زور مذهبی نگه دارد؛ دین، نظامی صوری و منسجم برای دفاع از آزادی می ،دهد و جامعه، اگر آن را بپذیرد، خودِ آن جامعه به ِسوی نظمی خودجوش، غيرمتمرکز، و ضد بندگی حرکت می کند. پس آنچه در ذهن بسياری وارونه جا افتاده، همين جاست: اسالمی بودنِ نظام لزوماً به معنای «دولتی شدنِ دین» نيست؛ به معنای یک نظم اجتماعی نهادی .و غير هرمی و غير سازمانی است اسالمی بودن یک نظام به معنای حکومت کردن با دین نيست؛ بلکه دقيقاً به معنای ِغیردولتی شدنِ نظم اجتماعی و مهارِ مداوم دولت است. مهارِ دولت ← غيردولتی ِشدن نظم اجتماعی ←
نظام اسالمی )(نظم اجتماعی غير هرمی تسليم در برابر حقوق مالکيت فردی ←
ِدفاع منسجم از آزادی پس اگر گفته می شود اسالم یعنی تسليم در برابر خدا، ترجمه ِی اجتماعیِ این تسليم آن است که من در برابر جان، مال، اختيار، و حق الهی و خدادادی دیگری، تا وقتی به حقِ من تعرض نکرده، متجاوز نباشم و خود را در جای خدا برای او قرار ندهم. از این رو، آنچه در