Page 551
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 551 چرا موارد بسياری هست که گزارشِ افراد از فالی که گرفته اند، درست از آب درآمده است؟ به دليل سنت آزمون الهی در داستان آفرینش .انسان که به آن خيلی قبل تر پرداختيم چون اگر همه اش غلط از آب درمی ،آمد، انتخابِ شما ميان مسيرِ آزادی و مسيرِ بردگیِ شيطان بی معنا می شد. باید هر دو مسير، به نحوی، پيشِ روی شما حاضر باشند تا شما بتوانيد مسيرِ بندگیِ خدا، توکل، و واگذاریِ نتيجه ی تالش به خدا را انتخاب کنيد. حتماً باید وسوسه هایی وجود داشته باشد که شما به آن نه ها بگویيد. اگر هيچ چيزِ فریبنده ای نبود، اصالً انتخابی در کار نبود. در این معنا، حتی در سطحِ خرافات هم، این دین است که با دستورِ صریح، آزادیِ اراده و اختيارِ شما را تضمين می کند. یعنی دین نمی آید جهان را طوری ببندد که جز یک مسيرِ مکانيکی و اجباری باقی نماند. در این صورت آن چيزی که به نام انسان بودن بر اساس حق انتخاب و اراده آزاد داشتن داریم بی معنا می .شد دین خدا می ،گوید راهِ حق هست، راهِ باطل هم هست، وسوسه هم هست فریب هم هست، فال و خرافه هم هست؛ اما تو باید با عقل، ایمان، و اراده ی آزاد، راه را انتخاب کنی. اگر خاطرتان باشد که در مباحث معرفت شناسی توضيح داده بودیم، خود مفهوم آزادی و آزاد بودن و بندگی غيرخدا نکردن، مثل حواس پنجگانه و خرد ما، یکی از روش های معرفت شناسی ما است که در بازار آزاد یک نمونه آن را مثال زدیم. و فهميدیم که پرهيزکار بودن یعنی عدم نقض حقوق مالکيت فردی دیگران آزادی دنيوی ما را تثبيت می کند و باعث عوامل باجگيری یا عضویت در گروه های مخفی نمی شود و حقوق الهی مثل نماز و غسل و مسائل این چنينی، آزادی و حقوق مالکيت فردی و اراده آزاد ما را در مواجهه با مسائل به اصطالح ماورایی حفظ می کند و در نتيجه آن چيزی که عرفا به نام حکمت از راه کشف و شهود می خواستند با خاموش کردن عقل پيدا کنند، در مسير دین در عالی ترین شکل آن حاصل می شود. آن وقت آن حکمت های الهی از همان مسيرهایی که به شکل عمومی به همگان بدون انحصار در دین اعالم کرده بود به دست انسان از طرق مختلف می رسد بدون آن که زمان و مکان و نحوه آن را بدانيم یا بتوانيم پيش بينی کنيم و فقط بخشی از آنان را پس از گذر از حوادث و وقایع می .فهميم باز هم تصویر و صحنه برای شما شفاف و شفاف تر می.شود نهج البالغه و بطالنِ نجومِ احکامی یکی از روشن ترین شواهد دینی عليه طالع بينی، آسترولوژی، فال گيری، رمالی، دعانویسی، و تمام این خانواده از خرافات، در نهج البالغه آمده است. آن جا که یکی از یاران اميرالمؤمنين علی عليه السالم، بر اساس «علم نجوم» هشدار می دهد که اگر در ساعت معينی حرکت کنيد، به مقصود نخواهيد رسيد، امام نه فقط این طرز فکر را رد می کند، بلکه نشان می دهد پذیرش آن، در نهایت، به بی نيازی از خدا و تکذیب قرآن می انجامد. خطبه79
.نهج البالغه ،(به هنگام حرکت براى نبرد با خوارج در ماه صفر سال38
،هجرى شخصى با پيشگویى از راه شناخت ستارگان )(همان آسترولوژی گفت . سخنى از آن حضرت (ع) آن گاه، که آهنگ خوارج کرد، یکى از اصحابش او ،را گفت: اى امير المؤمنين به شهادت علم نجوم اگر در این ساعت حرکت کنيد پيروز نمى شوید و من از راه علم ستاره شناسى این محاسبه را کردم :. حضرت علی (ع) فرمود تو پندارى ساعتى را یافته اى، که اگر کسى در آن ساعت براى انجام مقصود