Page 373
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست
373
یک مرد در روایت آن واقعه برای رؤیت جرم یا هر مورد مشابهی، درصد احتمال سندیت واقعه را باالتر ببرد، این یک پيشنهاد است و
نقضی برای اراده آزاد یا حقوق مالکيت یک زن رخ نداده است. ممکن است نظم اجتماعی به شکلی تغيير کند که اعتبار شاهد بودن ها
هم نسبت جدیدی داشته باشد. بحث در این ارتباط با بنيان
های معرفت شناسی و روش
شناسی مختلف می توان انجام داد. اما یک نظام
صوری اصل موضوعی برای حقوق مالکيت فردی را نقض نمی
کند.
اگر من بگویم شهادت فالنی را در موضوعی قبول دارم یا ندارم، این هم به سازوکار قراردادی و اجتماعی مربوط است، نه به این که حق
داشته باشم اموال دیگری را غصب کنم.
به همين شکل اگر ساکنين یک منطقه توافق اجتماعی کنند که شهادت یک زن با شهادت یک
،مرد در مورد یک روایت عينی یک واقع، یکسان است
باز هم تضادی با آزادی و حقوق مالکيت فردی ایجاد نمی کند. بنابراین این موارد
به نظم اجتماعی و توافقات داوطلبانه.در تشکيل آن مرتبط است و ارتباطی با نقض حقوق مالکيت فرد ندارد
زن، مرد، ارث، مهریه، نفقه، و بازار ازدواج
و درباره پيشنهادات تقسيم ارث در قرآن می پرسند آیا با نظریه آزادی در تضاد نيست؟
اگر من بگویم می خواهم مال خودم را به تو نصف بدهم، به دیگری دو برابر بدهم، این به خودم ربط دارد. اگر من شهادت تو را قبول
داشته باشم یا نداشته باشم، این هم به رابطه قراردادی و اجتماعی مربوط است. ما حق نقض حقوق مالکيت دیگری را نداریم. باقی چيزها
قرارداد اجتماعی است؛ قرآن هم توصيه هایی کرده است که اصالً نيازی به بحث های فقاهتی در این موارد نيست. به طور مثال این قانون
ارث از زمان حمورابی در خاورميانه همين نسبت بوده است و ربطی به سایر انسان
ها ندارد
با این تفاوت که در زمان حمورابی امکان برابر
،کردن ارث وجود نداشت
در زرتشتيت هم چنين چيزی بود (اگر به نسخه
های تحریف شده عرفانی باقی مانده از آن مراجعه نکنيم ً، اساسا
هيچ چيز خاصی در موارد نظم اجتماعی مبتنی بر حقوق مالکيت فردی
با ورود اسالم تغيير نکرد جز این که کامل و منسجم شد)
. در واقع
حقوق مالکيت کسی را نقض نکرده است و داشته ای را از کسی سلب نکرده است، بلکه پيشنهاداتی برای انتقال اموال از مالک، که پدر
و مادر هستند، به فرزندان داده است، مستقل از این که دولت مداخله کند. از طرفی پيش از پيشنهادات نسبت تقسيم ارث، توصيه کرده
است که قبل از مرگ خود با وصيت
نامه یا به هر شکلی تع يين مالکيت پس از مرگ کنيد. بسياری از انواع عقود و قراردادها هم در این
ارتباط وجود دارد. به طور مثال اگر یک پدر در زمان زنده بودن، یک چهارم اموالش را وصيت کند که به دخترش برسد، از سه چهارم
باقی
مانده دو سهم به پسر می رسد و یک سهم به دختر و در نتيجه تقسيم ارث برابر می شود. بنيان آزادی و حقوق مالکيت فردی، توافقات
داوطلبانه و عدم مداخله دولت انحصارگر است.
خدا در قرآن می فرماید"[این تقسيم ميراث
] پس از عمل به وصيتى که کرده است یا پرداخت وامى که دارد [انجام مى
گيرد] شما نمى دانيد
که پدرانتان یا پسرانتان کداميک بيشتر به شما سود مى
رسانند"
در نتيجه موضع کامال مشخص است که هرکس بر اساس چه تشخيص و
صالحی در ابتدا باید وصيت کند . وصيت نکردن خودتان را چرا از دین طلب دارید مشخص نيست
در حالی که آزادی عمل و قدرت
.تصميم گيری برای برقراری رجحان های فردی خود را در ارتباط با اموالتان دارید