Page 639

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 639 اجتماعیِ این نگاه نيز چيزی جز افتادن در مسير انواع جبرگرایی و جمع گرایی و در نهایت سوسياليسم و دولت پرستی نخواهد بود . یا در حالت دیگر: اگر بتوانيد اراده آزاد را تعریف پذیر کنيد، کنترل پذیر نيز کرده .اید که باز هم خالف آزادی است (دقيقاً اینجا هم بحث مشابه دو راهی خدای تعریف ناپذیر باالتر از وهم و خيال است و خدای تعریف پذیر و کنترل پذیر یا مشاهده پذیر که به شکل دیالکتيکی در جمع گرایی یا دولت یا بت ها یا بندگی شياطين و اجنه خودش را نشان می دهد، از یک مسير آزادی و حقوق مالکيت فردی می آید و از دیگری انواع بردگی– از این زاویه است که شناخت خود با شناخت خدای خود همزمان می آید نه به این معنا که انسان خودش خدا است بلکه از شناخت مفهوم اراده آزاد خودش به شناخت مفهوم خداوند از حيث تعریف ناپذیری می رسد. بر خالف عرفان که خود را همان خدا می داند و شناخت خود را معادل شناخت خود خداوند می داند و اناالحق سر می دهد – می بينيد که )اختالف ها چقدر در حد یک مو باریک است اعتراض کردن و کشته شدن برای چيزی که علمِ تجربی آن را تأیيد نمی کند، یعنی برای اراده آزاد، به این معناست که شما در پیِ چيزی از جنس ایمان حرکت می کنيد. و این دقيقاً همان نقطه ای است که پای دین به ميان می آید و این دقيقاً همان جایی است که به ایران می.گویم: سرزمين آزادی و ایمان وقتی نمی توانيد با زنجيره علت و معلولی، اراده آزاد را توضيح دهيد، باید کسی از مرتبه ِای باالتر، از ساحتی فراتر از این نظام صوری محاط، به شما خبر دهد که شما اراده آزاد دارید. اگر چنين خبری به انسان داده نشود، او از درون علم تجربی، هرگز به فهم استوارِ ارا ده آزاد نمی رسد. آن خبر نيز همان وحیِ پيامبران بوده است که این هم بررسی کردیم چرا عقل سوژه محور به چيزی جز دیالکتيک ختم نمی شود و دیالکتيک نيز به چيزی جز شر و سلطه و بردگی ختم نمی.شود (اینجا آیه شریفه مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَأَرْسَلْنَاکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَکَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا ﴿ ۷۹ ﴾ سوره ،النسا [ای انسان!] آنچه از نيکی به تو رسد، از سوی خداست و آنچه از بدی به تو رسد، از سوی خود توست. و [ای پيامبر! از نيکی هایی که از سوی ماست اینکه] تو را برای مردم به پيامبری فرستادیم، و گواه بودن خدا [بر پيامبریِ تو] کافی است. بيشتر معنا پيدا می کند که ریشه خير و نيکی ها از رعایت حقوق مالکيت فردی مبتنی بر به رسميت شناختن اراده آزاد مبتنی بر دین خداست و همه شر ها مبتنی بر ).تأکيد در تعریف خدا و انسان از نگاه سوژه محور و دیالکتيکی خود انسان است اگر اراده آزاد را قبول دارید، و قبول دارید که اراده آزاد زنجيره علت و معلول را می شکند، پس خودتان از حيطه علم تجربیِ محض خارج شده اید. در این صورت، باید از خود بپرسيد که اگر نمی دانيد کنش شما از چه سنخی است، چرا جان خود را برای چيزی به خطر می اندازید که عمل شما نشان می دهد به آن ایمان دارید، اما زبان شما جرئت اعتراف به آن را ندارد. عمل شما دینی است، نه علمی.

وقتی پذیرفتيد که زنجيره علت و معلول در اراده آزاد انسان می شکند، دیگر نمی توانيد به صورت دل بخواهی ادعا کنيد که فقط همين جا می شکند و در هيچ جای دیگری چنين امکانی وجود ندارد. در این صورت، از نظر منطقی باید بپذیرید که شکستن این زنجيره در جاهای دیگر نيز ممکن است؛ چه در قالب معجزات پيامبران، و چه در قالب سحر و جادوی جادوگران.