Page 453

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 453

معنا: خدا یگانه است، و هيچ انسانی خدا نيست؛ پس هيچ انسانی حق ندارد خودش را منشأ سلطه مطلق بر انسان دیگر بداند .اگر انسان بنده انسان دیگر ،نباشد در این سطح فقط بندگی خدا باقی می،ماند و »«توحيد پایه تضمين آزادی .است A2

معاد ∃𝑡(𝐹𝑖𝑛𝑎𝑙(𝑡) ∧𝐻𝑖𝑑𝑑𝑒𝑛(𝑡)) ∀𝑎∀𝛼(𝐴𝑐𝑡(𝑎, 𝛼) →𝐴𝑛𝑠(𝑎, 𝛼, 𝑡))

معنا: یک روز داوری نهایی وجود دارد، زمانش پنهان است، و هر فعل انسانی محل پاسخ گویی است. متن از این اصل برای حل مسئله ،دزدی «دست »آخر در نظریه بازی،ها و پایداری آزادی استفاده می.کند فرااصولِ نظام صوری M1 عینیت و بیان پذیری صوری ∃𝓕  𝑭𝒐𝒓𝒎𝒂𝒍𝑺𝒚𝒔𝒕𝒆𝒎(𝓕) ∧𝑶𝒃𝒋𝒆𝒄𝒕𝒊𝒗𝒆(𝓕) ∧𝑬𝒙𝒑𝒓𝒆𝒔𝒔𝒊𝒃𝒍𝒆(𝓕)

معنا: دین/آزادی باید در قالب یک نظام صوریِ عینی و بیان پذیر صورت بندی شود، نه به صورت سلیقه ِای و تفسیر بی ًپایان. این دقیقا از توضیح نظریه درباره «تعریف ،»عینی «زبان ،»صوری و «نظام »صوری درمی آید.

M2

سازگاری 𝑪𝒐𝒏𝒔𝒊𝒔𝒕𝒆𝒏𝒕(𝓕)  : =  ¬∃𝝋(𝓕⊢𝝋∧𝓕⊢¬𝝋)

معنا: از نظام نباید هم یک گزاره و هم نقیضش بیرون بیاید؛ و نتیجه ای هم نباید اصل آزادی را نقض کند. متن این شرط را صریحاً بیان می کند.

M3 متناهی و حداقلی بودن 𝑭𝒊𝒏𝒊𝒕𝒆(𝑨𝒙) ∧𝑴𝒊𝒏𝒊𝒎𝒂𝒍(𝑨𝒙)

معنا: مجموعه اصول باید هم متناهی باشد و هم تا حد ممکن کم تعداد .نظریه آزادی می گوید اگر ،توحید ،نبوت و معاد کنار گذاشته ،شوند باید تعداد بیشتری اصل اثبات ناپذیر پذیرفت؛ پس ،عقالنیت دستگاه کم اصل تر را ترجیح می د ده.