Page 235

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 235 در نتيجه آقای روتبارد شما دارید اشتباه بزرگی می کنيد. چون در این صورت، اثبات یک قانون طبيعی همه شمول از عقلی که همه شمول نيست به این معنی است که"قانون طبيعی" ماهيتی دارد که مادی نيست ، چون آسيب پذیری ندارد و محدود به زمان نيست و حتی محدود به مکان هم نيست و حتی باالتر از همه، محدود به عقل کاشف آن هم نيست که آسيب دیدن عقل کسی آن را نقض کند. در نتيجه .شما چيزی را بيان می کنی که در حيطه علوم تجربی نيست و چيزی جز متافيزیک نيست. این یک اشکال بزرگ است قانون طبيعی اخالقی روتبارد، در فرمی غير مادی، کامال طبيعی فرض شده است که قدمت آن با توجه به ادعای او، از هر نوشتار و ساختار دولتی و هر محدودیت فيزیکی، یعنی حتی در زمانی که خط اختراع نشده و زبان انسانی هم نبوده است (یعنی ما زبان های صوری و نظام های صوری که در ابتدای کتاب بحث کردیم) ولی روتبارد می گوید این قانون طبيعی در آن زمان هم بوده است. یعنی قانون طبيعی ، ما قبل شکل گيری"اندیشه" بوده است که باز هم به این معناست که متافيزیکی می .شود حال فرض کنيم که اینطور نباشد و از زمان اندیشه و شکل گيری زبان و نوشتار و کلمات (زبان های صوری و نظام های صوری) به وجود ًآمده باشد. پس عمال نتيجه می گيریم که قانون طبيعی نه بر پایه علم که نتيجه یک بازی کالمی بوده است (که آن را تبدیل به یک مفهوم )عينی و توافق پذیر کرده است و اگر این بازی کالمی نبود عمالً قانون طبيعی اخالقی هم وجود خارجی ندارد. اگر به این بازی کالمی به عنوان مبنا تکيه کنيم، پس منشاء حق طبيعی، غير طبيعی می شود. منشاء آن می شود یک بازی کالمی و دیگر طبيعی نيست. در این صورت حتی نسبت به زمان آینده .هم نامحدود نيست چرا که یک شخص دیگر با بازی کالمی جدیدی می تواند آن را نقض و رد کند نکته بعدی این است که روتبارد می گوید اگر می خواهی نميری پس از ارتفاع بنا به قانون جاذبه نپر. حال می گوید به منظور زیست خوب و خوشبختی و یا صلح و یا هر چيزی، نتيجه می گيرد و یا در حالت نرم تر توصيه می کند که بنا بر قانون طبيعی، حقوق مالکيت را بپذیر. که در این صورت عده زیادی به این نتيجه رسيده اند که بنا بر قانون طبيعی زور می توانند زیست خوب و خوشبختی و صلح را برای خودشان تجربه کنند و از نظرشان این نيز قانونی طبيعی بر اساس تکامل و بقای ژن های برتر است و انسان ها را نيازی نمی بينند از نظر حق مالکيت، برابر فرض ک.نند در واقع چون روتبارد از نگاه" سوژه" یا"انسان" به ماجرا نگاه می کند .ماجرا به مشکل می خورد یک انسان دیگر نيز می گوید برای زیست خوب و خوشبختی و ... توصيه می کنم بنا بر قانون طبيعی زور، ميزانی از نقض حقوق مالکيت افراد توسط دولت پذیرفته شود تا فاصله طبقاتی (که عامل آن خود دولت است) کمتر شود و طبقات ضعيف تر عليه خوشبختی تو شورش !نکنند در واقع خود قانون طبيعی از نگاه" سوژه" رد می شود چون دیگر بنا بر ادعای روتبارد، علم بررسی قانون طبيعی نيست چون راستی آزمایی هر کدام و ابطال پذیری هر کدام عمال ممکن نيست و اگر مبنا ی پوزیتيویستی و علوم تجربی را کنار بگذارد و وارد مبحث" نظام های صوری منسجم آکسيوماتيک" شود زمين بازی را به نظریه آزادی .خواهد باخت به هر روی، از زاویه سوژه انسانی، نمی توان انسان و مجموعه انسان ها را به لحاظ قانون طبيعی بررسی کرد. همانطور که یک سيب نمی تواند مجموعه سایر سيب ها را به لحاظ قوانين طبيعی بررسی کند و قانونی در ارتباط با سيب ها کشف کند. نياز است که ناظر بيرونی وجود داشته با شد. با زاویه نگاه گودلی این می شود که " ،صورت مسئله هایی هستند که در دل یک نظام صوری آکسيوماتيک