Page 234
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 234 در این چارچوب، برای رابطه جنسی باید رضایت آگاهانه و قابل اثبات وجود داشته باشد. اگر هيچ شاهد و سندی نباشد، دعوا دوباره به همان بن بست سابجکتيو برمی گردد. مشکل چيست و چگونه باید از حقوق متجاوز دفاع کرد؟ در بخش های مرتبط با زنان به آن مفصل .تر خواهيم پرداخت نتیجه نهایی این مقدمه طوالنی من فعالً کل بحثِ «قانون طبيعی»، «حقوق طبيعی» و «قرارداد اجتماعی» در سنت فلسفه غرب را به چالش می کشم.
به همين دليل هم مدت هاست خودم را نه ليبرال می دانم و نه ليبرتارین. این ها در برابر چيزی که ما پيش تر داشته ایم، نهایتاً پله های ابتدایی اند. غرب برای من مهم است، اما بيشتر برای این که یادآوری کند ما چه چيزی بوده ایم و چه چيزی را از دست داده ایم. به بنيان .های رمزگشایی توسط نظریه آزادی در این موضوعات در باب ایرانيان و دین خواهيم پرداخت نقد قانون طبيعی، حقوق طبيعی و عقلِ سوژه محور روتبارد ادعا می کند که با استفاده از عقل به شناسایی اصولی در انسان می رسيم که آن ها را مطلق، تغيير ناپذیر، دارای اعتبار جهانی و .برای همه زمان ها و مکان ها می داند سوالی که پيش می آید این است که کسانی که به عقل طبيعی انسان تکيه می ،کنند در جایی که مغز یک نفر صدمه دیده باشد و به همان نتایجی نمی رسد که عقل نرمال و سليم به آن می رسد (یعنی یک عقب مانده ذهنی یا کسی که به هر دليلی مغزش آسيب دیده یا مسموم شده است مانند سوسياليست ها و جمع گرایان.) حتی فرض کنيد یکی آن قدر مغزش آسيب دیده است که حق الهی را نسبت به حق طبيعی و قانون الهی را به قانون اخالقی طبيعی ارجح می داند (مثل من که مغزم آسيب دیده است )!و اینطور فکر می کنم حال در این حالت: شما با تکيه به عقلی که متأثر از مغز برای خيلی از افراد آسيب دیده است، چطور به قانون طبيعی رسيده ای و آن را مطلق و تغيير ناپذیر و دارای اعتبار جهانی و برای همه زمان ها و مکان ها می دانی؟ معيار آسيب دیدگی عقل بر چه اساس است؟ هرکس زور بيشتری دارد می تواند ادعا کند عقل سالم تری دارد یا چه روش دیگری وجود دارد؟ ،در واقع این افراد مجموعه نظری و صوری قانون طبيعی را مجموعهA در نظر می گيرند که نظام های صوری استداللی و روش شناسی و معرفت شناسی عقلی که از آن برای اثبات قانون طبيعی استفاده می کنند یعنی مجموعهB ، زیر مجموعهA
حساب می شود. یعنی اقليتی ادعا می کنند که قانون همه شمولی برای .همگان یافته اند به زبان ساده اقليتی ادعا می کند قانونی وجود دارد به اکثریت صادق است و عقل به قانونی جهان شمول برای خودش دست پيدا می کند که بر بنيان برابری همه عقل های انسانی در این نتيجه گيری شموليت پيدا می کند در حالی که برخی این گونه این نتيجه را نمی گيرند: در نتيجه یا باید برابری همه انسان ها در به کارگيری عقل را نقض کند یا ناقص بودن خودش را نقض کند که در هر دو حالت، انسجام درونی نظریات روتبارد و دیگران در باب قانون طبي عی و حقوق طبيعی دارای تناقض درونی می شود و وارد زمين بازی "دیالکتيکی" می شود. هر بخش و کلمات را دقيق متوجه نشدید توصيه می کنم گذر کنيد چون تا انتهای کتاب که برسيد تصویر کلی برایتان روشن می شود و می توانيد برگردید.این موارد را دقيق تر بررسی جزئی کنيد