Page 424
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 424 چه در28
مرداد1332
تجربه داریم) حال و آینده همگان را کنترل کرده و جهت دهی مورد نياز خودش را پيش ببرد. این مسير، آن قدر در تاریخ حفره های متنوع قرار می دهد تا"جنگ و نزاع " ادامه پيدا کند. آنچه ایرانيان از28
مرداد1332
فهميدند یک قدم آنان را به حقيقت نزدیک تر کرد، اما حفره های بعدی برای روایت سازی به ميدان آمده اند. حفره دو قرن تاریخ سوزی از اواخر ساسانيان تا دو قرن بعد از پيامبر اسالم (ص) تا بتوانند با د ستکاری تاریخ، دائم این نزاع های درونی ایران را بازتوليد کنند. این بار به دنبال نزاع ایران و اسالم یا ایر ان و تشيع رفته اند. واقعاً برای نگارش کتاب و پاسخگویی به صدها کتاب نادرست تاریخی بر این بنيان های ناسازگار، زمان بسياری نياز است. اما شاه کليد باز کردن همه این قفل ها را شما اینجا پيدا کرده اید و آن هم نظریه آزادی است. این اراده آزاد شماس ت که تصميم گيرنده است که هرکدام جداگانه"روایت صحيح تاریخ ایران" را پس بگيرید یا خير. پس هر آنچه خير به شما برسد از .خداوند است و هر آنچه شر است از جانب تنبلی و انتخاب های خودتان خداوند با قراردادن نشانه ها و بيان صریح بنيان های آزادی، ما را در برابر آزمون های متعدد قرار دا ده است. من بخش آزمون خودم را با تمام توان انجام دادم و می دهم و هرکس با اراده آزاد خودش انتخاب می.کند که حقيقت را چگونه از زیر خروارها خاک خارج کند باز هم از یووال نوح هراری نقل می کنم و نظرات خودم را داخل پرانتز به جمالتش اضافه می :کنم اگر در سال۱۳۰۰
زائری در مکه بودید و به دور مقدس ترین زیارتگاه اسالمی طواف می کردید، احتماالً به گروهی از بين النهرینی ها برمی خوردید که ردایشان در باد تکان می خورد، چشمانشان از وجد می درخشيد و لب هایشان اسامی نود و نه گانه خداوند را یکی پس از دیگری تکرار می کرد. )!(تکرار کلماتی که متضمن یادآوری اصول آزادی بودند شاید درست در مقابلتان با یک ریش سفيد ترک، آفتاب سوخته از علفزارهای آسيا، روبه رو می شدید که عصازنان راه می رفت و متفکرانه به ریشش دست می کشيد. در طرفی دیگر نيز زیورآالت طال که بر روی پوست هایی شبق گون می ،درخشيد می توانست متعلق به گروهی از مسلمانان پادشاهی مالی در آفریقا باشد. عطر ميخک، زردچوبه، هل و نمک دریایی از حضور برادران هندی یا شاید از جزایر اسرارآميز ادویه در منتها اليه شرق خبر می داد.
امروزه دین اغلب منبع تبعيض، ناسازگاری و تفرقه تلقی می شود؛ اما در حقيقت، دین در کنار پول و امپراتوری ها، سومين عامل بزرگ اتحاد بشری بوده است. از آنجا که تمام نظم های اجتماعی و سلسله مراتب ها خيالی هستند، شکننده نيز هستند، و هرچه جامعه ای بزرگ تر باشد، شکننده تر هم خواهد بود. (متوجه تحریف تاریخ توسط او راجع به دین به شکل یک امپراطوری )شدید؟ نقش اساسی و تاریخی دین این بوده است که به این ساختارهای شکننده مشروعيتی فوق بشری بدهد. ادیان ادعا می کنند که قوانينشان نه حاصل اميال بشری، بلکه مقرر داشته یک اقتدار واالی مطلق است . این امر باعث می شود تا حداقل برخی از قوانين ،بنيادی از هر بحث و چالشی خارج شوند و به این ،ترتيب ًعمال ثبات اجتماعی تضمين شود. (نقش عرفان و دین سازمانی و انحصاری شده در ساختاری مانند کليسا را به اصل دین یعنی دفاع از حقوق مالکيت فردی مغالطه می ).کند