Page 232
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 232 •
دعوای نظام های صوری و دیالکتيک •
دعوای پذیرش وحی و رد وحی به نفع عرفان .که در کل این کتاب به این دعواها و محل نزاع آنان خواهيم پرداخت مشکل قرارداد اجتماعی اگر منشأ مشروعيت را «قرارداد اجتماعی» بگذاریم، ناگزیر باید به رأی اکثریت تن بدهيم. اما آیا رأی اکثریت به خودی خود مشروعيت کافی می آورد؟ مثالً اگر اکثریت بگویند:
•
،اموال یک نفر باید مصادره شود •
،یا یک نفر باید اعدام شود •
،یا متجاوز است و باید طرد شود آیا صرف اکثریت، کافی است؟ اگر چنين باشد، همان طور که دیوید هيوم می گوید، مردم بيشتر با احساساتشان تصميم می گيرند تا با منطق. نتيجه اش هم روشن است.
فمينيست ها و به طور کلی گرایش های سوسياليستی، معموالً به این مدل عالقه دارند؛ چون با ریشه ای شبيه سوفسطائيان، بيشتر دنبال اقناع حسی و اجتماعی اند تا حقيقت ثابت. در این دستگاه، حق نسبی می شود و هر روز می تواند عوض شود.
مشکل قانون طبیعی در فلسفه غرب ليبرال های کالسيک، مثل جان الک، از «قانون طبيعی» حرف می زنند و از دل آن، «حقوق طبيعی» را استخراج می کنند. اما همين جا اختالف آغاز می شود: الک، هابز و روسو هر سه از طبيعت حرف می زنند، اما به نتایج متفاوت می رسند.
اگر پاسخ واقعاً عينی بود، اساساً دعوایی شکل نمی گرفت؛ همان طور که درباره معنای «ليوان» دعوای جدی نداریم.
مورای روتبارد نيز از «علم قانون طبيعی» سخن می گوید. یعنی می گوید همان طور که در فيزیک قوانين طبيعی را کشف می،کنيم در مورد انسان هم می توان چنين کرد. اما اینجا یک اشکال اساسی هست: در علم، ما ناظر بيرونیِ پدیده ایم؛ اما در مسئله انسان، خودِ ما موضوع مطالعه ایم. اینجاست که دوباره دعوای سابجکتيو بودن برمی گردد.
نقد اصلی: قانون طبیعی اگر جهان شمول است، پس متافیزیکی است