Page 193

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 193 هم پوشانیِ اسطوره ها و تبارِ مشترکِ منطقِ سلطه اگر خطِّ این جریان ها را در اسطوره شناسی دنبال کنيم، هم پوشانی های معناداری آشکار می شود. این هم پوشانی ها تصادفی نيستند؛ زیرا اسطوره ها، در بسياری موارد، حافظه سينه به سينه مردمان،اند حال آن که ِتاریخ رسمی ًغالبا ِمکتوبات دولت هاست .به همين ،دليل در بسياری از ،نقاط اسطوره می تواند ِّرد واقعیِتر نزاع های کهن را حفظ کرده ،باشد در حالی که ِتاریخ ،دولتی آن ها را به ِنفع ِقدرت مستقر بازنویسی کرده است. اما فهمِ اسطوره بدون نظریه ممکن نيست. برای رمزگشایی از اسطوره، باید یک نظام صوریِ منسجمِ اصل موضوعی در دست داشت؛ زیرا فقط در این صورت است که می توان از دلِ روایت های پراکنده، نمادهای متکثر، و داده های ظاهراً متناقض، الگوی مشترک را استخراج کرد. بدون نظریه، اسطوره یا به داستانِ سرگرم کننده تقليل پيدا می کند، یا به تأویل های سليقه ای و بی پایان فرو می غلتد. بهرام گور و منشورِ شاهیِ محدود ؛ شاهی که مردم را بر چيزِ خویش پادشاه می خواند این ابيات شاهنامه را می توان یکی از روشن ترین نشانه های حضورِ سنتِ آزادی و حقوق مالکيت در حافظهِتاریخی ایران دانست.

در این جا، شاه از یک سو بر پيوند خود با دین و سنتِ نياکان تأکيد می کند، و از سوی دیگر، به جای آن که خود را مالکِ مردم و اموالشان بداند، تصریح می کند که هر کس بر چيزِ خویش پادشاه است : همه بندگانيم و ایزد یکيست / پرستش جز او را سزاوار نيست خداوند داد و خداوند رای / کزویست گيتی سراسر به پای بدو هستم اميد و هم زو هراس / وزو دارم از نيکویی ها سپاس به هستی یزدان گوایی دهيم / روان را بدین آشنایی دهيم ز گيتی به یزدان پناهيد و بس / که دارنده اویست و فریادرس بِدایينِ زردُشتِ پيغمبرم / زِ زاهِ نياکانِ خود، نگذرم نِهَم گفتِ زردُشتِ پيشين به روی / نُهُم پورِ پيغمبرِ راستگوی مانيفستی از بهرام گور که.بنيان را بر خدا و دین قرار داده است :کلمه اول شعار این کتاب خ دا، آزادی، خانواده، ميهن . :خدا شاه مشروع، خود را بنده خدا می،داند نه ِجانشين ِمطلق خدا بر .مردم همه پادشایيد بر چيزِ خویش / نگهبانِ مرز و نگهبانِ کيش