Page 107
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 107 در نتيجه، اگر فردی ایدئولوژی ای خلق کند که ارزشی فراتر از جان انسان داشته باشد و آن را با ادعای آسمانی بودن یا علمی بودن به دیگران تحميل کند، چنين ادعایی فاقد مبنای وحيانی است و صرفاً تفسير شخصی او محسوب می شود. از آنجا که همه انسان ها از نظر حقوقی ،برابرند تفسيرهای آن ها نيز از حيث حقوقی برابر و غيرقابل تحميل بر دیگران است.
تنها از طریق فهم عميق جامعه از این اصول است که امکان خلق و تحميل ایدئولوژی هایی با ارزشی فراتر از جان انسان محدود می شود.
در نهایت، اصول توحيد و نبوت می توانند به گونه ای عمل کنند که امکان توجيه کشته شدن انسان ها بر اثر سياست های نادرست دولت ها از ميان برود و آزادی برای جامعه تضمين شود.
رویکرد این دفاع از آزادی، سلبی است؛ بدین معنا که اگرچه ماهيت خدا و وحی به طور کامل شناخته شده نيست، اما روشن است که هيچ انسانی خدا نيست و پس از محمد رسول اهلل نيز وحی نبوی نازل نمی شود. در نتيجه، هيچ کس نمی تواند در تفسير دین، برای خود برتری حقوقی نسبت به دیگران قائل شود.
بنابراین، کشته شدن انسان ها بر اثر سياست های دولت ها، بر اساس این اصول، فاقد هرگونه توجيه دینی است و ایدئولوژی های مبتنی بر آن، نامشروع تلقی می شوند . جای دارد اینجا بگویيم که حتی در دین" جهاد امری داوطلبانه و فرد ی و مبتنی بر اراده آزاد است" که مفصل تر به آن خواهيم پرداخت تا جایی که در خطبه27
)نهج البالغه نيز حضرت علی (ع شکوه می کند که چرا افراد کوفه .را به جهاد در برابر متجاوزان و غارتگران فرا می خواند ولی دعوت ایشان را اجابت نمی کنند دفاع از حقوق مالکيت خود در برابر تهاجم ناقضان آزادی خدا پناه انسان از شرّ دیگر انسان هاست، و قوی ترینِ دیگر انسان هایی که موجودیت فيزیکی دارند، دولت است. این متن دو قسمتی است.
همان روزها در صحبت با یکی از دوستان، از نظریه خود آموختم (اگر نظریه سازگار ،باشد درون خود چيزهایی دارد که با اینکه خودت آن را خلق کرده،ای از آن یاد می گيری . نمونه آن نظریه های اینشتين بود که خودش نيز از آن ها آموخت؛ در برخی موارد اشتباه کرد و دیگران با همان ،نظریه اشتباهاتش را به او نشان دادند).
آن جایی که قرآن می گوید «عليه کفار، اشداء باشيد»، باید ببينيم تعریف «کفار» دقيقاً چيست. آن کفاری که در آن زمان طرف حساب پيامبر بودند، مصادره کنندگان دین و اقتصاد و دشمن آزادی بودند. دین و خدا را به شکل فيزیکی در یک مکان تحت کنترل خود مصادره کرده بودند و قواعد دین و خدا را به دلخواه خود می ساختند. تا حدی که محمد، به خاطر امين بودنش، به راه نجاتی برای خالصی مردم از این کفار تبدیل شد.
وقتی من می گویم سه اصل دین، مينيمم ترین تعداد اصول موضوعه برای تضمين آزادی است و در عين حال اثبات می کنم که نقض هرکدام از اصول دین، نهایتاً باعث از بين رفتن آزادی و کمونيسم می شود، این پرسش به ذهنم متبادر شد که آیا یک ندانم ،گرا یا آتئيست مادامی که با آزادی به ستيزه نيفتاده، جزو همان کفاری است که قرار است نسبت به آن ها «اشداء» برخورد شود؟ به نظر من خير.