Page 748

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 748 پس آزادسازی انرژی، نه تهدید امنیت ملی، بلکه تقویت امنیت ملی است.

یکی از خطاهای رایج این است که آزادسازی انرژی را ضدفقرا می.دانند این برداشت زمانی درست است که آزادسازی به معنای گران سازی دستوری باشد. اما در مدل مالکانه، فقیر کم مصرف اولین ذی نفع است. در مدل فعلی، کسی که خودرو ندارد، از یارانه بنزین تقریباً بی بهره است. کسی که خانه کوچک دارد، از یارانه گاز کمتر بهره می برد. کسی که مصرف کمی دارد، سهمش را به مصرف کننده بزرگ واگذار می کند. اما در مدل سهم مالکانه، او سهم خود را می گیرد و اگر مصرف نکرد، می فروشد .

پس این مدل، یارانه پنهان را از طبقات پرمصرف پس می گیرد و به مالک واقعی سهم انرژی بازمی گرداند. تفاوتش با یارانه نقدی این است که یارانه نقدی لطف دولت است و با تورم نابود می شود؛ اما سهم انرژی، حق مالکانه است و در بازار قابل مبادله است.

محيط زیست نيز با مالکيت بهتر حفظ می شود. مصرف کننده ای که سهم انرژی دارد، اگر کمتر مصرف کند، سود می برد. توليدکننده ای که آلودگی ایجاد می کند، اگر به مالکيت دیگران آسيب بزند، باید جبران کند. جامعه محلی که از آلودگی نيروگاه یا پاالیشگاه آسيب می بيند، باید حق مطالبه، قرارداد، جبران یا منع داشته باشد. محيط زیست با شعار دولتی حفظ نمی شود؛ با صاحب، مسئوليت، بيمه، قرارداد و حق شکایت حفظ می شود.

پس آزادسازی انرژی یعنی گران کردن انرژی نيست.

آزادسازی انرژی یعنی بازگرداندن انرژی از دولت به مالکيت مردم.

آزادسازی انرژی یعنی تبدیل یارانه پنهان به دارایی روشن.

آزادسازی انرژی یعنی پایان قاچاق، پایان رانت، پایان خاموشی دستوری، و آغاز مسئوليت مالکانه.

آزادسازی انرژی یعنی مردم دیگر مصرف کننده تحقيرشده دولت نيستند؛ مالک منبع اند. در بخش انرژی، از لحاظ آزاد سازی مشخص است، از نظر خصوصی سازی و انتقال و تصریح مالکیت نکته بسیار :مهمی است که باید توجه شود تمام پاالیشگاه ها باید خصوصی ،شود، بهره برداری از چاه نيز باید خصوصی سازی شود اما مردم فقط و فقط در خود مخازن و معادن و منابع طبیعی سهم دارند )و مشاع هستند (مانند معدن مس و معدن آهن و نه در پاالیشگاه و نه در ایستگاه تقویت فشار گاز و حتی سکوی روی خود چاه نفت . پس مردم در خود مخازن و معادن و منابع طبيعی سهم دارند اما در خدمات تکنولوژیکی