Page 63

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 63 ظهور، دروغ گویانند. در واقع در جهانی که همه در حال تخمين دست آخر هستند، برنده کسيست که کال بدون توجه به اینکه دست آخر کی هست هر لحظه ،را بر اساس یک معيار که جلوتر خواهيد فهميد عمل کند. در واقع این بحران دست آخر در نظریه بازی ها را .دین، با پنهان کردن زمان ظهور و با پنهان کردن زمان قيامت و معاد، پاسخ داده است فوق استراتژیک ترین راه حلی که یک فرد در زندگی شخصی یا یک حاکم می تواند به عنوان استراتژی برنده در بين تمام جنگ ها و فریب ها و خيانت ها به کار بگيرد و خودش را از تمام این بازی ها بيرون بکشد و مسير خودش ر!ا برود معاد، دزدی، و ناپایداری آزادی در جهان بی خدا مادامی که زمان دست آخر پنهان نیست و افراد باور ندارند که برای اعمالشان باید پاسخ دهند، آزادی نخواهند .داشت و آزادی نابود خواهد شد در واقع اگر مبنای ما عقل سلیم ،باشد اگر شما خداناباور و معاد ناباور باشيد در پاسخ به سوال دزدی صد کيلوگرم طال یی که مثال زدیم، باید دزدی کنيد. اگر پاسخ شما این است که دزدی نمی کنيد دليلش این است که در نهاد درونی خودتان از نسل های پيشين خود به شکل فرهنگ و حافظه تاریخی چيزی از خداباوری و معاد باوری باقی مانده است و انکار می .کنيد آدم عاقل یا خداناباور است و می داند یک بار زندگی می کند و خودآگاهيش تصادفی به وجود آمده و بعد از مرگ هم از بين می رود پس باید بدزدد و خزعبالتی مثل انسانيت و وجدان و ... را نمی گوید، یا آن آدم عاقل خداباور و معاد باور اس ت و می داند چيزهای زیادی هست که نمی داند از جمله خودآگاهی خودش و چون نمی خواهد روزی جواب پس دهد و هيچ دست آخری در نظریه بازی ها برای فریب برایش وجود ندارد، صد کيلو طال را بدون هيچ ناظری نمی دزدد. البته در ادامه خواهيد دید که آدم عاقل خداناباور نداریم اصال چون زمين دعوا سر خداباوری و خداناباوری نيست و خداناباوران در مراحل مقدماتی مسابقه حذف می شوند و خيلی های دیگر هم در مراحل باالتر تا نيمه نهایی حذف می شوند و فينال جذاب این مسابقه در راه دفاع از آزادی و حقوق مالکيت بين چه گروه !هایی خواهد بود این اولين بار در ،تاریخ است که صرف وجود بازار آزاد و رقابت احتماال رفاه خلق نکند (به قيد "صرف" دقت کنيد بعداً اعصاب خودتان )و من را بهم نریزید و خودش که باعث آزادی بود، آزادی را نابود کند! (حلقه ماری که دم خودش را می بلعد در گنوسيسم یا همون عرفان را بعداً ببينيد). چون در نهایت، منجر به این می شود که انسان، بندگی غيرخداهایی را کند که در نهایت پيروز رقابت نهایی شده اند در نتيجه انسان دیگر آزاد نخواهد بود چون در کنترل انسان هایی دیگر است که آن ها انسان طراز نوین .خودشان را اعمال کنند .ليبراليسمی که در نهایت، با بی خدایی، کمونيسم جهانی می شود دین، خال معنا، و ایدئولوژی های تقلبیِ کنترل گر حاال کم کم می فهميد که چه کودن هایی می گویند اگر شریعتی ناآگاه و کم سواد ،از مارکسيسم، اسالم کشيد بيرون جنت خواه هم از ليبراليسم، دین بيرون کشيد در حالی که من ليبراليسم را یک کالهبرداری و .دین ناقص شده می دانم بماند که هنوز تا اینجای کتاب