Page 227
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست
227
وجود دارد که می لنگد و نشانه
هایش نيز هست، اما نمی تواند جلوی آن را بگيرد و حتی با آگاهی دادن درباره،آن بيشتر مضحکه می شود؛
زیرا ساختار
بازی
را نمی داند
و
تئوری
،ندارد در حالی
که تئوری بر
داده ها
و
نشانه
ها
ارجح است.
و نظریه من به من می گوید که فراماسونری چيزی نيست جز دولت،پرستی و دولت همان شيطان است و ،بس و ساختار همه دولت ها با فراماسونری مو به مو تطبيق پذیر است. گروه های مخفی اصال چيز عجيبی نيستند و بسياری از افراد گروه های مخفی کوچکی بر اساس .منافع خودشان دارند، برخی از این گروه های مخفی دارای اصول و قواعدی هستند که بررسی آن را مهم می کند برد اصلی با کمترین خون ریزی، آن جایی حاصل می شود که در جامعه هدف یا دشمن ،خود درماندگی آموخته شده ایجاد کنيد. به محض آن که این اتفاق در ذهن انسان ها رخ دهد، انسان ها کنترل پذیر می شوند. ا ین همه پرواز ترابری روسيه در قبل از حمله آمریکا و اسرایيل به جمهوری اسالمی در ماه های منتهی به اسفند1404 بيشتر واکنشی دفاعی ـ روانی نسبت به این مسئله است. برده داری در گذشته نيز همين گونه بوده است. رفتاری که بلژیکی ها با قطع دست و پای کودکان سياه پوستان کنگویی می،کردند همين درماندگی آموخته شده را ایجاد می کرد. زندان رفتن، درماندگی آموخته شده ایجاد می کند. انفرادی بلندمدت نيز همين طور است. اما آزادی دقيقاً جایی رخ می دهد که شما «درماندگی آموخته شده» را unlearn کنيد. یعنی اميد را نگه دارید، یعنی هيچ گاه گوشتان بدهکار حرف دیگران نباشد، یعنی نگذارید نااميدتان کنند. نااميدی یعنی پذیرش طرح درماندگی آموخته شده دیگری. اگر فکر می کنيد اميدی به بهبود زندگی ما ایرانيان نيست، یعنی بردگی را از طریق learned helplessness پذیرفته اید. اميد، ایمان و شکستن learned helplessness
من هميشه اميد دارم. اميد من ناشی از ایمان به وعده الهی است .اگر بندگی هيچ کس جز او را ،نکنم ،آزادم و درماندگی آموخته شده یعنی پذیرفته ام بندگی غير او را بکنم. دین، آزادی است. یکی از بنیان های نظریه آزادی ،من امید است.
اگر دچار درماندگی آموخته شده شده
اید، سه حالت دارد: یا می
دانيد باید چه کار کنيد، یا فکر می ،کنيد باید چه کار کنيد
یا واقعاً همه راه
ها را
گشته
اید و به بن بست
رسيده ،اید و
آن
جا
تنها چيزی
که به کارتان می آید ایمان به
،خداست و ایمان به خدا
در
آن
لحظه یعنی
اميد.
تمام خروجی کارهای شيطان این است که به آن نقطه برسيد و از همه
چيز و از خدا نااميد شوید.
تمام ورق بازی آن جا برمی گردد که وقتی هيچ راهی باقی نمانده، اميد را زنده نگه دارید. این را کسی می گوید که هزار بار زندگی اش به مو بند شده، اما خدا آن جایی که استيصال مرا از بن بست همه راه ها دیده و دیده که هيچ چيز کم نگذاشته ام و فقط به خودش اميد داشته،ام دریا را برایم شکافته است.
اجازه ندهید امید شما را بکشند. این امید، بخشی از همان اصل پنجم نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای آزادی و حقوق مالکیت، یعنی.وجود منجی زنده و غایب است این که چرا ضرورت عقلی و استداللی دارد که .منجی زنده و غایب باشد را در مباحث جلوتر بررسی خواهیم کرد اميد داشتن از جنس اراده آزاد و انتخاب است .ما انتخاب می کنيم که اميد داشته باشيم .از این روست که اميد یکی از بنيان های تحقق آزادی است.