Page 277

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 277 هيتلر در اواخر عمر خود، در زمان شکست، از مردم متنفر بود و پيش از آن نيز چنين بود. در این نگاه، همه عرفا—از استالين و هيتلر گرفته تا بایزید بسطامی و منصور حالج و دیگران—از مردم و انسان ها متنفر تلقی می شوند. هيتلر می گفت این دنيا لياقت من و عقایدم را نداشت، پس شایسته نابودی است. مشابه همين سخنان نيز از برخی افراد بيان شده است.

نتيجه:

دین، نظام صوری منسجمِ مبتنی بر اصول موضوعه برای دفاع از آزادی فردی، حقوق مالکيت فردی و برابری انسان هاست.

علم، نظام صوری منسجمِ مبتنی بر اصول موضوعه برای توصيف و به کارگيری پدیده های پيرامونی است.

اگر علم را به کار بگيرید تا «انسان» را تعریف کنيد، در نهایت ممکن است کشتار به این صورت توجيه شود.

حتی اگر انتخاب طبيعی و فرگشت درباره تمام موجودات کره زمين صادق ،باشد من آن را برای انسان به صورت مطلق نمی پذیرم؛ زیرا در این ،صورت ًعمال خود را در معرض نابودی قرار داده ام .تاریخ چنين نتيجه ای را به من نشان می دهد.

داستان آدم و حوا در دین ،بر خالف عرفان فرگشت، از حيات و آزادی من دفاع می کند. فرگشت، معيار برتری، و بازشدنِ دروازه نازیسم اگر روایتِ فرگشتیِ صرف را مبنای تعریفِ انسان قرار دهيم، ناگزیر باید بپذیریم که برخی انسان ها، بر اساس برخی شاخص ،ها «تکامل یافته تر» از دیگران اند. از همين جا، راه برای انواع نازیسم باز می ِشود: نازیسمِ نژادی، نازیسمِ فرهنگی، نازیسمِ مالی، و نازیسم تکنولوژیک. یک بار ممکن است معيار، رنگ چشم و نژاد باشد؛ بار دیگر، ثروت و قدرت مالی؛ بار دیگر، سطح تکنولوژی و سازمان یافتگی؛ و بار دیگر، هوش، بهره وری، یا توانِ تسلط. مشکل اصلی این جاست که اگر «تکامل یافتگی» به معيارِ ارزش گذاریِ انسان ها بدل شود، دیگر برابریِ حيثیِ آنان از ميان می رود. در این صورت، هميشه می توان ادعا کرد که گروهی «پيشرفته تر»، «متمدن تر»، «کارآمدتر»، یا «اصلح تر» است و بنابراین، حقِ سلطه بر دیگران را دارد. همين منطق، در صورتِ تاریخیِ خود، یکی از بنيان های ذهنیِ نازیسم و اشکال دیگرِ انسان زدایی را تغذیه کرده است. فایرابند، جدایی دولت از علم، و آرمان خلع سالح دولت نام از پل فایرابند آوردیم و خوب است چند نقل :قول مهم هم از او مرور کنيم" جدایی حکومت از کليسا باید با جدایی حکومت از علم کامل شود، ترکيب حکومت با علم، تبدیل به موجودی می شود که تها.جمی ترین و متحجرترین نهاد مذهبی است" در واقع این صحبت فایرابند توپ را در مقابل دروازه خالی برای من کاشت. این که اگر این سخن او محقق شود و نهاد مالکيت نيز از دولت سلب شود، در عمل، شيطان بر روی زمين بر انسان سجده کرده است و این یک آرمان عينی است . در کل در نظریه آزادی، خيلی از اندیشمندان با پاسکاری های دقيق توپ را در محوطه جریمه مقابل دروازه رساندند و .کار من شوت آخر کارهای آنان بوده است